King of Demons | Vkook

King of Demons | Vkook

  • WpView
    Reads 5,261
  • WpVote
    Votes 549
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Mon, Sep 8, 2025
WpInfo
Fiction
Fantasy
داستان فرشته ای که زیبایی اون،مثل شکوفه های بهاری تازه و عالی بود،فرشته ای که قلبش رو به شیطان باخته بود! اونم نه هر شیطانی،پادشاه شیاطین. در طرفی دیگر پادشاه شیطانی کشور ونوس،کسی که همه تا کمر برایش خم بودن،دختران دربار سعی در نزدیکی به پادشاه و قلب اون رو داشتن، فقط یک نفر در قلب اون حضور داشت. فرشته کوچولویی که معصومیت باطنش،هوش از سر کیم تهیونگ،پادشاه شیاطین کشور ونوس برده بود، جئون جونگکوک پسری زیبا و معصوم همون کسی که قلبی که حالا فقط به بخاطر اون می‌تپید رو تصاحب کرده بود کاپل :ویکوک «کاپل های دیگه هم توی فیک داریم» ژانر:فانتزی٫رومانتیک٫کمی کمدی٫امبرگ٫ سلطنت نوین٫انگست٫درام٫ماجراجویی٫اسمات نویسنده:یاسمین(وَنورا) تایم آپ: مشخص نیست بستگی به شرایط داره تعداد فصل: نامشخص
All Rights Reserved
#681
فانتزی
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • The miracle of birth
  • هل سيعود كل شي...؟
  • CHROMANDA | VKOOK
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ
  • ~Where's My Angel❄
  • womb of oblivion
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • Daddy And Little Girl
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم

[کامل شده] کاپل: تهکوک [تهیونگ تاپ] ژانر: رومنس، فلاف، فانتزی، اِلف[پری بالدار]، اسمات، سوییت، هپی اند. جئون جونگکوک یه پسره که به شدت عاشق پری هاست و یه زندگی روزمره داره که به شدت ازش خسته شده و دنبال یکم هیجانه. خوشبختانه همه چیز با تهیونگی که با سن نامعلوم و یه راز خیلی بزرگ وارد دبیرستانش میشه تغییر میکنه و جونگکوک چیزهایی رو تجربه میکنه که حتی خوابشون رو هم نمیدیده! چی میشه اگه تهیونگ یه پری باشه که از عشق فراریه ولی قلبش برای جونگکوک بتپه؟ چی میشه اگه جونگکوک راز تهیونگ رو بفهمه و قول بده کنارش بمونه؟ ~~~~~~~~~~~~~ قسمتی از داستان: تهیونگ در گوشش آروم زمزمه کرد: -میدونی چرا نمیشه وسط بوسه نفس کشید؟ جونگکوک که کنجکاو شده بود، عقب کشید و به چشم های تیره اش خیره شد. با یه حالت بچه گونه گفت: +خب واسه اینه که راه تنفسمون بسته میشه. لبخند گرمی بخاطر لحن کیوتش زد و دستش‌ رو روی گونه ی جونگکوک کشید: -چون ارزش بوسه و نفس کشیدن یکیه... و بعد لبهاش رو روی لبهای خرگوشش گذاشت. ~~~~~~~~~~~~~~~~ +نمیخوای دست از بازی کردن با ضربان قلب من برداری؟ -وقتی قراره مال خودم باشه چرا باید دست بردارم؟ ~~~~~~~~~~~~~~~~ Writer: Darya🌊 Start: 1 Mordad 00 Finish: 24 Bahman 00

More details
WpActionLinkContent Guidelines