Story cover for CHIAROSCURO(Vkook) by somebodywasheree
CHIAROSCURO(Vkook)
  • WpView
    Reads 145
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 9
  • WpView
    Reads 145
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 9
Ongoing, First published Jun 28, 2025
سایه روشن


نویسنده:some body(چکاو)

پارت گذاری: هر دوشنبه( فیک تکمیل شده و اگر مورد حمایت قرار بگیره تند تند میزارمش)

کاپل:ویکوک
ژانر: اسمات-فانتزی تاریک-درام-عاشقانه- رمزالود-روانشناختی-کمدی تاریک-فلسفی_اسطوره ای-انگست-


خلاصه:او از تاریکی زاده شد؛ نه نامی داشت، نه صدایی.
هزاران سال در سکوت خزید... تا ماه را دید.
عاشق شد. دیوانه شد. از خود گذشت و برای رسیدن به نوری که سهمش نبود، تصمیم گرفت «انسان» شود.
«سایه‌روشن» افسانه‌ای تاریک از عشقی ناممکن،میان سایه‌ای بی‌صدا و پسری که ماه بود.
این فیک راجع به کسانی است که از جهانشان خط خوردند اما هنوز هم به دنبال عشق میدوند و به دنبال راه نجاتند.
All Rights Reserved
Sign up to add CHIAROSCURO(Vkook) to your library and receive updates
or
#32horror
Content Guidelines
You may also like
Coshay / نامیرا by rominaromina396
130 parts Ongoing
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
ادامه فیک شب دردناک  by ErneIoang
80 parts Ongoing
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
You may also like
Slide 1 of 10
EGO cover
Coshay / نامیرا cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
•• Supreme ••  cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
« تاراج » « 약탈 » cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
Teach Me | یادم بده cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover

EGO

12 parts Ongoing

ایگو به معنی «خود» گفتی عشق جنگه، پس من چاقو رو تو قلبت فرو کردم تا حسابی خونریزی کنی دلبندم، و با چشمایی که لهجه‌ی بوسه داشتن به تماشای مرگت نشستم. 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ