Story cover for Tarot [KOOKV] by okaso88
Tarot [KOOKV]
  • WpView
    LECTURAS 1,451
  • WpVote
    Votos 274
  • WpPart
    Partes 14
  • WpView
    LECTURAS 1,451
  • WpVote
    Votos 274
  • WpPart
    Partes 14
Concluida, Has publicado jul 03, 2025
Contenido adulto
[Completed✅️]

"_نباید به اون جعبه نزدیک میشدی"

موفرفری لبخندش کنار رفت:
"+چه جعبه ای جونگ‌کوک؟"


.ɴᴀᴍᴇ: Tarot (تاروت)
.ɢᴇɴʀᴇ: Horror, angest, romance, smut
.ᴄᴏᴜᴘʟᴇꜱ: Kookv
.ᴡʀɪᴛᴇʀ: Artemis

.
.
.

برگرفته از فیلم Tarot
🥇 horror
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir Tarot [KOOKV] a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
*jinn* de selenagomez_fans
47 partes Concluida
سايه ها........ اونا ميتونن خيلي راحت دنيارو ازبين ببرن..... اما به شرطي که دستشون به قدرت نرسه..... قدرتي که تو جام وجود داره ميتونه ميليارد ها سايه رو قدرتمند کنه و اگه حتي فقط يکي از اونا اون قدرتو بدست بياره کسي نميتونه دربرابرش قرار بگيره...... جامو پيش خودت نگهش دار از همه بيشتر بهش توجه کنو مراقبش باش...... اون سايه ها به زودي سراغت ميان.......... _قرار نيست بزارم اونا دستشون به اين جام بخوره.... قول ميدم از جونم بيشتر ازش مراقبت کنم......... ادامه در خود داستان.......... سلام اين دومين داستانيه که مينويسمو به دست خودم نوشته شده از جايي تقلب نکردمش ،من هرچي که تو مغزم ميگذره و فکر ميکنمو اينجا مينويسم و بايد بگم که اگه من اسم لري رو تگ کردم درسته که تگش کردم اما از قسمتاي بيست به بعد واندي ميانو بعضي از قسمت ها شامل صحنه هاي لري هست اما صحنه هاش فقط در حد بوسه است نه بيشتر ،من فکر کردم ديدم اگه گروه 5sos رو هم بياريم تو اين داستان خوب ميشه پس من فکر کردم اونا هم بعد گذشته کمي از زمان وارد داستان کنم بايد بگم اين داستان هم لري داره هم واندي و هم پنج ثانيه از تابستون .
monster under the bed  de PariyaH27
2 partes Concluida
👥: Yoonmin 👹: horror _________________________________________ صاف رو زمین‌ فرود اومد‌ و جلوش زانو‌ زد ، پنج‌ انگشتش‌ رو آورد بالا و با هر قانون‌ یکی رو پایین‌ می آورد: می ریم‌ تو اتاق ایینه‌ ، چشمات‌ رو می بندی و سه بار دور خودت می چرخی ، ده ثانیه وقت داری فرار کنی جیمین انگار هنوز بخودش‌ نیومده بود و تو هپروت سیر می کرد , اون‌ فقط نه سالش بود ، چرا باید گیر هیولای زیر تختش‌ می افتاد؟ با شنیدن‌ کلمات‌ بعدی یونگی‌ تمام اعضای بدنش‌ گوش شدن‌ و مشغول‌ به شنیدن ، اون بچه‌ زرنگی‌ بود ‌. : اگه بتونی‌ تا فردا گیر من نیوفتی‌ می زارم‌ بری همین کافی بود تا جیمین کمی‌ از درخشندگی‌ صورت‌ رو به دست بیاره‌ اما با ادامه‌ جمله مرد ، نابودی رو با بند بند وجودش حس کرد . مرد لبخند خبیثی‌ زد و دستش‌ رو روی شونه‌ جیمین گذاشت‌ : اما‌ اگه گیرت بیارم‌..... _________________________________________ ❌لطفا کسانی که فوبیا‌ دارن مثل : ترس از تاریکی ، مکان های تنگ ، حشرات‌ ، خون.....، و روحیات لطیفی شون تحمل‌ اینجور داستان ها رو نداره لطفا نخونن‌❌🔞
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
اسم : بازنده cover
*jinn* cover
EveryThing(눈‸눈)⁩ cover
Invisible [Vkook] Season1 cover
... cover
begininig of our end(zarry) cover
تۆ هی منیت( کۆتایی هاتووە) cover
༒❦𝕾𞤵𝖕ͤ𝐞𝖗ᷢɲᷡ𐙦𝐚ᵀᶶຸɼᵄᰯⱠ᪵❦༒ cover
monster under the bed  cover
surrounded by Evil cover

اسم : بازنده

3 partes Continúa

اسم : بازنده ژانر: اسمات_درام_انگشت شخصیت ها:یونگیو(بومگیو _یونجون)_ سوبین_اقای چوی(پدر بومگیو)_داهیون خلاصه داستان: پدر بومگیو برای پول خیلی زیاد پسرش رو به پسر بزرگ ترین مافیای کشور فروخت و چی میشه اینا عاشق هم بشن و....