He Is the King [Minsung]

He Is the King [Minsung]

  • WpView
    MGA BUMASA 632
  • WpVote
    Mga Boto 89
  • WpPart
    Mga Parte 10
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeHuling na-publish Thu, Oct 23, 2025
از اونجایی که خلاصه‌ی نویسنده نظرم رو جلب نکرد، از من بشنوید که: هان جیسونگ، پری‌ای که برای نجات جون خودش و برادرش از دست انسان‌ها به سرزمین انسان‌ها پناه آورده و با توجه به شخصیت پیچیده‌‌ای که داره و نفرتی که در قلبش سنگینی می‌کنه، داخل آشپزخانه‌ی دربار سلطنتی لی به همراه برادرش برای سر پا موندن می‌جنگه. ~☆ Name: He Is the King Couple: MinSung Written by: crookedtime On AO3 Additional Tag: Alternate Universe - Royalty, King Lee Minho, Servant Han Jisung, Enemies to Lovers, Fae & Fairies, Fairy Han Jisung, Arranged Marriage, Angst, Smut, Pining, Mutual Pining, Interspecies Sex, Semi-Public Sex, Rough Sex, Power Imbalance, Slow Burn, Class Differences, Anal Sex, Anal Fingering, Unsafe Sex, Blow Jobs, Top Lee Minho, Bottom Han Jisung, Switching, Light Dom/sub, Implied/Referenced Self-Harm, Love Confessions, Angst with a Happy Ending ☆~ اطلاعات اضافه: می‌شه گفت سی پارت نسبتا کوتاهه و تا جایی که من خوندم (بله، هنوز کامل نخوندم.) یک پارت فوق‌العاده بلند داره. همونطور که از تگ‌هاش داد می‌زنه لطفاً قسمت‌هایی که سخت‌تونه رو نخونید. خلاصه که چون پارت‌های کوتاهی داره فکر کنم بتونم هفته‌ای یک‌ تا دوبار آپلود کنم. و اینکه عاشق این مینسونگ شدم. کمیستری بین‌شون فوق‌العاده‌ست. اگه قسمت‌های رومنس دوست دارید یکم براش زمان بذارید، ارزشش رو داره. اگه خوشتون نیومد ضمانت می‌کنم که وقت‌تون رو بر می‌گردونم. (چرت می‌گم.) دوست‌ش
All Rights Reserved
Sumali sa pinakamalaking komunidad ng pagkukuwentoMakakuha ng personalized na mga rekomendasyon ng kuwento, i-save ang iyong mga paborito sa iyong library, at magkomento at bumoto para lumago ang iyong komunidad.
Illustration

Magugustuhan mo rin ang

  • womb of oblivion
  • Daddy And Little Girl
  • Tiptoe :::... (KOOKV ver.)
  • CHROMANDA | VKOOK
  • ~Where's My Angel❄
  • هل سيعود كل شي...؟
  • The miracle of birth
  • گـــەوهــەرە بــەنـــرخــەکــەم
  • All Of My Life🧚‍♂️Vkook
  • 𝒍𝒊𝒕𝒕𝒍𝒆 𝒑𝒓𝒊𝒏𝒄𝒆 𝒂𝒏𝒅 𝒇𝒐𝒙 ˢᵘⁿᵏⁱ

فکر می‌کرد فقط یک خواب است. قرار بود فقط یک مهمانی باشد. > > شبی پر از خنده و آدم‌هایی که همه‌چیز را ساده می‌دیدند. > > اما در آن قلعه چیزی هست که به زندگی تعلق ندارد. > > > دریاچه‌ای سیاه... > قلعه‌ای که از میان یخ بالا آمده... > و چیزی که نامش را از زیر آب صدا می‌زند. > > اما خواب‌ها قرار نیست وارد زندگی واقعی شوند. > > قرار نیست پشت درها منتظر بمانند... > یا از گوشه‌ی شلوغ‌ترین اتاق‌ها نگاهت کنند. > > شبی که سامانتا به آن قلعه می‌رسد، همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد- > شاید حتی بیش از حد عادی. > > خنده‌ها... > گرما... > آدم‌ها... > > مخصوصاً آدم‌ها. > > چون بعضی رازها هرگز نباید به یاد آورده شوند. > > و بعضی چیزها... > باید برای همیشه زیر آب باقی می‌ماندند. و بدتر از همه > نگاهی که همیشه دنبالش است... حتی وقتی هیچ‌کس آنجا نیست. > > بعضی مکان‌ها بیشتر از آنچه باید، به یاد می‌آورند. > > و بعضی‌ها... > هرگز قرار نبود از آنجا خارج شوند.

Karagdagang detalye
WpActionLinkMga Alituntunin ng Nilalaman