Story cover for Life Game by rozhan_jh
Life Game
  • WpView
    Reads 15,913
  • WpVote
    Votes 1,528
  • WpPart
    Parts 38
  • WpHistory
    Time 5h 6m
  • WpView
    Reads 15,913
  • WpVote
    Votes 1,528
  • WpPart
    Parts 38
  • WpHistory
    Time 5h 6m
Complete, First published May 13, 2015
اسم من انجل فیتیس هست...ساکن منطقه ده، بدترین و افسرده ترین منطقه کشور(اخر الزمان) ... من از خانواده ام محافظت میکنم با تمام توانم ولی من چقدر میتونم دووم بیارم؟من زندگی رو پس زدم و اغوش مرگ رو پذیرفتم ولی زندگی کار اش با من تموم نشده بود و هنوز نقشه های کثیفی در راهم قرار داده بود...هری بین ادمهای قوی و دروغگو بود ولی نه مثل اونا.مثل فرشته ای در خانه شیطان.ولی هری هم مثل همه فرشته ها نابود میشه؟ایا این بازی هری رو از من میگیره؟...در دروغ ما عشق مانند گلی کوچک شکوفا شد و همه چی اروم بود ولی زندگی من اروم نیست.این کشورو قوانینش زنان را مثل فردی برای تولید مثل میدانند ولی من اینجا رو عوض میکنم.جنگ،خون،مرگ،شورش،اتش.من قوانین رو میشکونم و این کشور رو عوض میکنم من از پس تمام ادمها بر میام .ولی زندگی چی؟من از پس بازی  زندگی بر میام؟خودمم نمیدونم.
All Rights Reserved
Sign up to add Life Game to your library and receive updates
or
#68iran
Content Guidelines
You may also like
Snowy Wish  by mahi_01
59 parts Complete Mature
¦𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: ChanLix, BinSung, ChangLix ¦𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance, Smut, Drama ¦𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: mahi01 ¦𝑹𝒆𝒏𝒅𝒊𝒕𝒊𝒐𝒏: Selene ¦𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍:@straykidsbl -نونا. با عقلت تصمیم نگیر. زندگیت...آینده‌ات رو خراب نکن. اولیویا تلخندی زد و از جیسونگ فاصله گرفت تا بتونه به چشم‌های پسر کوچیکتر از خودش نگاه کنه. -کدوم آینده سونگی؟ مگه...مگه من آینده‌ای هم دارم؟ جیسونگ قطره اشکی که روی گونه‌ی اولیویا افتاده بود رو با انگشتش گرفت. -متاسفم نونا... اولیویا لبخند زد و موهای جیسونگ رو بهم ریخت. -تو چرا بچه؟ تو چرا متاسفی؟ مگه تقصیر تو بوده؟ جیسونگ بغضش رو قورت داد و سرش رو پایین انداخت. -برای اونایی متاسفم که باهات اینکار رو کردن. برای برادر احمقت که حقیقت رو میدونه و هنوز هم انکارش میکنه! اولیویا پشت به جیسونگ به سمت میزش رفت. -مهم نیست. من خیلی وقته دارم با این درد میسوزم! ❄️💫 -مراقب خودت باش فلیکس. اینکه دارم میدمت دست چان، به این معنی نیست که برام بی ارزشی. اتفاقا چون خیلی باارزشی این کار رو کردم...چان به اعتمادم خیانت نمیکنه! ❄️💫 چان سرش رو جلو برد. لبهاش رو روی گونه ی فلیکس چسبوند و محکم بوسیدش. -وقتی خجالت میکشی قلبم تندتر میزنه. فلیکس خندید و دست هاش رو دور گردن چان حلقه کرد. چان لبهاش رو روی چونه ی فلیکس چسبوند و آروم مکید. فلی
《LOTUS | KOOKV》 by mono_1989
27 parts Ongoing
Summary: در قلب لس‌آنجلس، شهری که زیر سایه مافیا زنده است، سه روح گمشده سرنوشتی غیرمنتظره را رقم می‌زنند. حرامزاده دورگه، کاپوی بی‌رحم با گذشته‌ای آکنده از زخم‌های عمیق. دکتر پلاگ، مردی با نقابی از اسرار که هیچ‌کس از انگیزه‌های واقعی‌اش خبر ندارد، و در نهایت لوتوس. مردجوانی که زخم‌هایش او را به زندانی درونی بدل کرده است. در بین صفحات این کتاب، روایتِ کلمات در باب زندگیِ گلی سرسخت خواهند بود که در مردابی به نام "شهر فرشتگان" زندگی‌ میکرد. شاید بنظر نمی‌آمد، اما او با تمام زیبایی و معصومیتی که فخر فروشانه در مرداب به نمایش می‌گذاشت در آنجا ریشه داشت. اما وقتی انتقام، حقیقت، و خیانت در هم می‌آمیزند، مرز میان دشمنی و اعتماد محو می‌شود. اما وقتی عشق، در ما بین صفحات این روایت مافیایی تنیده می‌شود، انتخاب‌ها دیگر ساده نیستند. آیا می‌توان در دنیایی پر از خون و خیانت، حقیقت را یافت؟ یا نقاب‌ها برای همیشه چهره واقعی‌شان را مخفی خواهند کرد؟ رازهایی که می‌توانند زندگی‌ها را نابود کنند، در میان آتش انتقام و عطش قدرت آشکار می‌شوند. ژانر:action, dram, fiction, mafia, romance, sciencefiction, کاپل: teakook
سرزمین پنهان. والدیورا by lalehArmy
22 parts Complete Mature
درست در دل یک جنگل کهن - جایی که هیچ انسانی جرئت نمی‌کند قدم بگذارد - مسیری مخفی پنهان شده. تنها کسانی که سرنوشتشان با جادو گره خورده، قادر به یافتن آن هستند. > جئون جونگ‌کوک، یک جوان معمولی، تنها برای یک سفر کوتاه آمده بود... اما وقتی شب‌هنگام در جنگلی ناشناخته گم شد، مسیرش به جایی کشیده شد که هرگز تصور نمی‌کرد: چاله‌ای اسرارآمیز، و دنیایی دیگر. > بیدار که شد، شهری در برابرش بود با برج‌هایی که در آسمان شناور بودند، خیابان‌هایی از سنگ‌های درخشان، و انسان‌هایی که با وردهای جادویی آتش و باد را کنترل می‌کردند. اما حضور جونگ‌کوک در این دنیا، اتفاقی نبود. > والدیورا، سرزمینی با قوانین باستانی، هرگز نباید انسان بیگانه‌ای در خود می‌دید. حالا جونگ‌کوک باید نه‌تنها برای زنده ماندن، بلکه برای رمزگشایی از سرنوشت عجیبش در این دنیا تلاش کند. > و در میانه‌ی این سفر، با تهیونگ روبه‌رو می‌شود: جادوگری مرموز، زیبا و تنها، که رازی را در دل پنهان کرده... رازی که می‌تواند سرنوشت والدیورا - و شاید حتی جونگ‌کوک - را برای همیشه تغییر دهد. --- ژانر: فانتزی | هیجانی | اسمات کاپل: Taekook / کوکوی 💜🔥
𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜 by iLunaphile
4 parts Ongoing
⋆ ‌𝐍𝐚𝐦𝐞: 𝑆𝑖𝑙𝑙𝑎𝑔 ⋆ ‌𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: 𝑅𝑜𝑚𝑎𝑛𝑐𝑒, 𝐶𝑟𝑖𝑚𝑖𝑛𝑎𝑙, 𝑀𝑦𝑠𝑡𝑒𝑟𝑦, 𝑇ℎ𝑟𝑖𝑙𝑙𝑒𝑟, 𝑆𝑚𝑢𝑡 ⋆ ‌𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞𝐬: 𝐻𝑦𝑢𝑛𝑙𝑖𝑥, 𝑀𝑖𝑛𝑠𝑢𝑛𝑔, 𝑊𝑜𝑜𝑠𝑎𝑛 ⋆ ‌𝐒𝐮𝐦𝐦𝐚𝐫𝐲: فلیکس، وکیلی که باور داره قانون تنها پناهگاه انسانه، و هیونجین، وکیلی که قانون براش چیزی جز قفس نیست. وقتی سرنوشت اون‌ها رو مقابل هم قرار می‌ده، بین پرونده‌ها و رازهای خانوادگی، خط باریک میان حقیقت و دروغ، عدالت و انتقام، عشق و خیانت محو می‌شه. و شاید بزرگ‌ترین محاکمه، نه در دادگاه... بلکه در قلب خودشون رقم بخوره. در شهری که شب‌هاش پر از اسرار پنهانه، چهار نفر هر کدوم با گذشته‌ای زخمی، به دام پرونده‌هایی می‌افتن که بیش از متهم، خودِ اون‌ها رو محاکمه می‌کنه. وقتی یک قتل، پرده از پیوندهای فراموش‌شده و خیانت‌های قدیمی برمی‌داره، دیگه معلوم نیست کدومشون قاضی‌ان، کدوم متهم... و کدوم قربانی.
You may also like
Slide 1 of 8
Snowy Wish  cover
Mirage [ Completed ] cover
تو منو دیوونه می‌کنی! cover
《LOTUS | KOOKV》 cover
سرزمین پنهان. والدیورا cover
Rival(VKOOK)🔞 cover
sisu cover
𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜 cover

Snowy Wish

59 parts Complete Mature

¦𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆: ChanLix, BinSung, ChangLix ¦𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: Romance, Smut, Drama ¦𝑾𝒓𝒊𝒕𝒆𝒓: mahi01 ¦𝑹𝒆𝒏𝒅𝒊𝒕𝒊𝒐𝒏: Selene ¦𝑪𝒉𝒂𝒏𝒏𝒆𝒍:@straykidsbl -نونا. با عقلت تصمیم نگیر. زندگیت...آینده‌ات رو خراب نکن. اولیویا تلخندی زد و از جیسونگ فاصله گرفت تا بتونه به چشم‌های پسر کوچیکتر از خودش نگاه کنه. -کدوم آینده سونگی؟ مگه...مگه من آینده‌ای هم دارم؟ جیسونگ قطره اشکی که روی گونه‌ی اولیویا افتاده بود رو با انگشتش گرفت. -متاسفم نونا... اولیویا لبخند زد و موهای جیسونگ رو بهم ریخت. -تو چرا بچه؟ تو چرا متاسفی؟ مگه تقصیر تو بوده؟ جیسونگ بغضش رو قورت داد و سرش رو پایین انداخت. -برای اونایی متاسفم که باهات اینکار رو کردن. برای برادر احمقت که حقیقت رو میدونه و هنوز هم انکارش میکنه! اولیویا پشت به جیسونگ به سمت میزش رفت. -مهم نیست. من خیلی وقته دارم با این درد میسوزم! ❄️💫 -مراقب خودت باش فلیکس. اینکه دارم میدمت دست چان، به این معنی نیست که برام بی ارزشی. اتفاقا چون خیلی باارزشی این کار رو کردم...چان به اعتمادم خیانت نمیکنه! ❄️💫 چان سرش رو جلو برد. لبهاش رو روی گونه ی فلیکس چسبوند و محکم بوسیدش. -وقتی خجالت میکشی قلبم تندتر میزنه. فلیکس خندید و دست هاش رو دور گردن چان حلقه کرد. چان لبهاش رو روی چونه ی فلیکس چسبوند و آروم مکید. فلی