My wakmanta: oneshot

My wakmanta: oneshot

  • WpView
    Reads 109
  • WpVote
    Votes 16
  • WpPart
    Parts 2
WpMetadataReadOngoing1h 4m
WpMetadataNoticeLast published Tue, Jul 15, 2025
Woosan oneshot: my wakmanta- By mellanie سلامی دوباره، امیدوارم که توی این روزای ایران، حالتون خوب باشه و سالم باشید. قبل اینکه شروع کنید یه توضیح کوچیک درمورد این وانشات بدم. بچه ها برای خوندن این وانشات باید با شخصیت های داستان اصلی اشنا باشید چون طبیعتا این وانشات از دل داستان اصلی بیرون میاد که اگر خواستید بخونید، اینجا میتونید پیداش کنید: Wattpad: mellanie20000 (یه پی دی اف هم ازش منتشر شده تو یه کانالی منتها پر از ایراده پس ترجیحا از واتپد بخونیدش) از طرفی اگرم نخوندینش، من شخصیت هارو توی دو سه خط معرفی کردم که گیج نشید. پس فکر نمیکنم مشکلی باشه. در اخر امیدوارم که از خوندن این وانشات لذت ببرید. ماچ به کله هاتون.. -ملنی
All Rights Reserved
#15
ووسان
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Floricide | Sope
  • Frozen Heart [FULL]
  • Blinding Cosplay
  • Mirage [ Completed ]
  • ✴️wake up and save me✴️[کامل شده]
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
  • 𝔻𝕚𝕒𝕞𝕒𝕟𝕥𝕤 /ᶜᵒᵐᵖˡᵉᵗᵉᵈ/
  • ugly fan and hot fucker
  • My violin_ویولن من
  • The 7 Princes [BTS x Reader](Translation Ver )

┊Summary: در شهری که عدالت فروخته میشه، قاتلی در سایه‌ها نفس می‌کشه. بهش میگن جک؛ کابوس تمام کسایی که فکر میکنن دست قانون بهشون نمیره. هر قتلش مثل یک امضاست، و هر نامه‌ای که جا میذاره، دهن‌کجی به پلیس. مین یونگی، افسر کارکشته‌ی پرونده، قسم خورده تا وقتی اون رو پشت میله‌های زندان نبینه، عقب نشینی نکنه. اما درست وسط این تعقیب و گریز، یک غریبه‌ی عجیب وارد زندگیش میشه. کسی که طوفان وجودش رو از نگاهش میشد فهمید... ولی نمیشد ازش دل کند. درست همونجا بود که مرز درست و غلط کم‌کم محو میشد و عشق و نفرت باهم گره میخوردن. و هیچکس نمیدونست کی قراره ضربه‌ی اخر رو بزنه. ┊Teaser: _هیچکاری نتونستم بکنم، چیکار میکردم؟ خب دوستم نداشت، به قول خودش اونقدراهم احمق نبود که یکی مثل من رو دوست داشته باشه. و بعد اون رفت. طوری رفت که من ارزو کردم کاش دست کم برمیگشت و با تمسخر بهم نگاه میکرد، تا بفهمم حداقل لایق نگاه اخرش بودم... **** ┊Genre:Criminal, Angst, Romance, Smut ┊Couple: Sope, Vkook، Namjin ┊Writer: Shinrai ┊up : saturday

More details
WpActionLinkContent Guidelines