Lillesem

Lillesem

  • WpView
    Reads 3,363
  • WpVote
    Votes 467
  • WpPart
    Parts 25
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Jul 7, 2026
Lillesem : رد گم‌شده‌ گل. نشانه‌ ای از چیزی که روزی شکوفا بود. گفت : اگر نمی‌آمدی در آسمان به شکل یک فرشته بودی گفتم : من هنوز هم فرشته‌ام لبخند غمگینی زد و گفت : پس بال‌های تو کجا است؟ دست هایش را بر روی شانه‌هایم گذاشتم و گفتم : اینجا! گفت : این ها که شکسته اند.. جبران خلیل جبران
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Always You [L.S] ~ By Miss X
  • Always The Two of Us
  • Beginning of the end [Malec]
  • My game with Taehyung...
  • hannibal : Silence & rising
  • 36 questions of Destiel (Persian translation)
  • 𝑤𝑒 𝑜𝑛𝑙𝑦 𝑝𝑎𝑟𝑡 𝑡𝑜 𝑚𝑒𝑒𝑡 𝑎𝑔𝑎𝑖𝑛
  • To Blue Bird (Book2) [L.S]
  • In the arms of kindness (Destiel/Michifer/Sabriel)
  • Paralian

هری...هرررری...خواهش میکنم نجاتم بده...نذار من رو ببرن...هرررری... قطرات اشک گونه های پسر چشم سبز رو تر میکنن...صدا توی ذهنش تکرار میشه....حتی جرات نکن به التماس هاش گوش بدی استایلز...حتی جرات نکن برگردی سمتش... صدای فریادهای وحشت زده ی لویی تنش رو میلرزونن...روحش رو از هم میدرن...قلبش رو از کار میندازن اما این اجبار بود.هری این قسم نانوشته رو امضا کرده بود. صدای لویی پشت سرش خاموش میشه.زمزمه ی خفه ی هری توی باد گم میشه. هری:متاسفم لویی.متاسفم...

More details
WpActionLinkContent Guidelines