Story cover for SILVER LIES by Parmisstar
SILVER LIES
  • WpView
    LECTURAS 4,389
  • WpVote
    Votos 270
  • WpPart
    Partes 87
  • WpHistory
    Hora 5h 20m
  • WpView
    LECTURAS 4,389
  • WpVote
    Votos 270
  • WpPart
    Partes 87
  • WpHistory
    Hora 5h 20m
Continúa, Has publicado jul 14, 2025
می‌گن بعضی عشق‌ها، مثل شراب سرخ، با درد می‌رسن و با حقیقت می‌میرن.
می‌گن بعضی دروغ‌ها انقدر زیبا بیان می‌شن، که حاضری براشون تمام دنیاتو بسوزونی...
و گاهی، یک بوسه - فقط یک بوسه - کافی‌ست تا مرز بین خیانت و فداکاری، محو بشه.

در دنیایی که قدرت، با خون امضا می‌شه،
و تاج‌ها نه با طلا، بلکه با درد و دورویی ساخته می‌شن،
هفت پسر، هرکدوم با زخمی عمیق توی دلشون،
برای حقیقت، برای نجات، برای عشق، پا به جهنم گذاشتن.

یکی برای نجات شاهزاده‌ای که همیشه دروغ شنیده بود،
یکی برای رسیدن به پسری که قلبش رو زیر خاک قایم کرده بودن،
یکی برای جنگیدن با خودش، تا بتونه برای اولین بار "دوستت دارم" رو فریاد بزنه...

و اونا با هم، نوشتن این قصه رو شروع کردن:
قصه‌ی خیانت، رستگاری، و بوسه‌ای که طعم خون داشت.

اینجا...
همه‌چیز از یه "دروغ نقره‌ای" شروع شد.
اما پایانش، چیزی نبود جز حقیقتِ براقِ عشق.
Todos los derechos reservados
Tabla de contenidos
Regístrate para añadir SILVER LIES a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
#166تهکوک
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
Little Bunny  de Zabi1212
40 partes Concluida Contenido adulto
( کامل شده ) درد و ترس ، چیزی که جونگکوک هایبرید هیفده ساله از سن خیلی خیلی کم بهش عادت کرده . شاید درد کشیدن دیگه براش ساده شده باشه ؟ البته درد کشیدن برای هیچکس ساده نیست ، وقتی اون صدایی که توی مغزت حرف میزنه ام حالش ازت بهم میخوره دیگه چیزی نمی‌مونه میمونه؟ و اینور هم کیم تهیونگ پسر پولداری که همه فکر میکنند بهترین زندگی رو داره البته معلومه که از شخص دیگه زندگی خیلی بهتری داره ولی خب اونم دلایلی داره که از موقعیتش متنفر باشه . چی میشه اگه تهیونگ اون کسی که میخواد ازش مراقب کنه رو پیدا کنه و کوک ام مکان امنی که لازم داره ؟ __________ ته : هیششش نفس هیونگ برا چی معذرت خواهی می‌کنی فرشته ؟ ببینمت پسر قشنگم کوچولوی من برای چی گریه می‌کنی اخه؟ میدونی چقد دلم برات تنگ شده ؟ همه کس هیونگ زندگیه هیونگ اشک نریز پسر نازم میبینی حالم خوبه ؟ نگاه کن منو کوک سرش رو بالا آورد و با چشمای اشکیش به ته خیره شد که دوباره گریش گرفت و شروع کرد به اشک ریختن و گریه کردن با صدای بلند و ته که انگار دست پاچه شده بود لبخندی زد و دوباره کوک رو بغل کرد ته : هیشش عیب نداره عزیزم گریه کن دل کوچولوت گرفته قربون صدات بشم هیسس عیب نداره ....
𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV] de Jasminjhs
22 partes Concluida Contenido adulto
-من خیلی بهتر از سربازهای شما می‌تونم شمشیر به دست بگیرم. -برای همین دفعه آخری که یواشکی از قصر بیرون رفته بودی کنار یه مشت دزد پیدات کردم؟ -به زور که اونجا نبودم! -متوجه‌ای که این حرفت بدتره؟! -من که نمی‌دونستم اون‌ها دزدن. -فقط برو بیرون تهیونگ... آه خواجه چئو بعضی وقت‌ها فکر می‌کنم تنها هدفش تو زندگی اینه که من رو شکنجه بده. - - ازدواج‌های جونگکوک، پادشاهِ سرزمین جوسئون، تا الان همگی به خاطر حفظ موقعیت و راضی نگه‌داشتن وزرا بوده. اما اوضاع زمانی پیچیده میشه که ازدواج به اجبار امگای سرکش خانواده‌ی کیم، تهیونگ، با جونگکوک هنوز واقعی نشده. البته چطوری قراره واقعی بشه وقتی تنها کاری که تهیونگ انجام میده اینه که اعصاب پادشاه بیچاره رو به بازی بگیره و پیرش کنه؟ با این وجود، تهیونگ تنها کسیه که توی حرمسرا میتونه قانون شکنی کنه و از مجازات‌هاش فرار کنه. • Author: Abby • Couple: KookV • Genre: Historical, Omegaverse, Romance, Comedy, Smut, Mpreg
《LOTUS | KOOKV》 de mono_1989
27 partes Continúa
Summary: در قلب لس‌آنجلس، شهری که زیر سایه مافیا زنده است، سه روح گمشده سرنوشتی غیرمنتظره را رقم می‌زنند. حرامزاده دورگه، کاپوی بی‌رحم با گذشته‌ای آکنده از زخم‌های عمیق. دکتر پلاگ، مردی با نقابی از اسرار که هیچ‌کس از انگیزه‌های واقعی‌اش خبر ندارد، و در نهایت لوتوس. مردجوانی که زخم‌هایش او را به زندانی درونی بدل کرده است. در بین صفحات این کتاب، روایتِ کلمات در باب زندگیِ گلی سرسخت خواهند بود که در مردابی به نام "شهر فرشتگان" زندگی‌ میکرد. شاید بنظر نمی‌آمد، اما او با تمام زیبایی و معصومیتی که فخر فروشانه در مرداب به نمایش می‌گذاشت در آنجا ریشه داشت. اما وقتی انتقام، حقیقت، و خیانت در هم می‌آمیزند، مرز میان دشمنی و اعتماد محو می‌شود. اما وقتی عشق، در ما بین صفحات این روایت مافیایی تنیده می‌شود، انتخاب‌ها دیگر ساده نیستند. آیا می‌توان در دنیایی پر از خون و خیانت، حقیقت را یافت؟ یا نقاب‌ها برای همیشه چهره واقعی‌شان را مخفی خواهند کرد؟ رازهایی که می‌توانند زندگی‌ها را نابود کنند، در میان آتش انتقام و عطش قدرت آشکار می‌شوند. ژانر:action, dram, fiction, mafia, romance, sciencefiction, کاپل: teakook
Bitch Boy ᶜᵒᵐᵖᶫᵉᵗᵉ de NabiLand_fiction
46 partes Concluida
✨️اولین داستان من🦋 بکهیون یه پسر ۲۷ ساله است که زمانی شروع کرد به تنهایی زندگی کردن؛مشکلی نداشت و ازش لذت می‌برد، آدم‌های موردعلاقه‌اش یا به قول معروف هم عقیده‌اش رو دور خودش جمع کرده بود. با مدرک تقلبی پزشکی زندگیش رو می‌چرخوند، نیازی به یادگیری پزشکی نداشت چون فقط می‌خواست جیب آدم‌ها رو خالی کنه، پس حتی اگر یه آدم سالم اما ثروتمند به تورش می‌خورد امکان داشت سرطان داشته باشه. این قانون بیون بکهیون بود. کل زندگیش توی دستور جراحی آدم‌های سالم ، گرفتن پول اضافه و لذت بردن ازشون خلاصه می‌شد. فکر می‌کرد خیلی وقت پیش تصمیمات بزرگ زندگیش رو گرفته تا این که یه تصمیم به ظاهر کوچیک گرفت. تصمیمی که قرار بود رقم حساب بانکیش رو بالا ببره همه چیز رو تغییر داد. تصمیمی که نمی‌دونست قرار راه زندگیش رو به سمت پسری بکشونه که همه‌‌ی عمر ازش فراری بود. به قلم نوری‌یل که در سایه‌روشن خیال، پروانه‌ها را نگهبان واژه‌ها ساخته🩵🦋 𝑮𝒆𝒏𝒓𝒆: 𝘊𝘳𝘪𝘮𝘪𝘯𝘢𝘭, 𝘱𝘰𝘭𝘪𝘤𝘦, 𝘳𝘰𝘮𝘢𝘯𝘤𝘦, 𝘈𝘯𝘨𝘴𝘵 𝑪𝒐𝒖𝒑𝒍𝒆જ⁀➴ 𝐄𝐗𝐎 ᴮᵃᵉᵏʰʸᵘⁿ ,ᴸᵃʸ,ᵏᵃⁱ 𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤𝐏𝐢𝐧𝐤 ʲⁱˢᵒᵒ,ᴶᵉⁿⁿⁱᵉ 𝐑𝐞𝐝𝐕𝐞𝐥𝐯𝐞𝐭 ʸᵉʳⁱ
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 de manilarise
38 partes Continúa
موهیتوی بنفش | 𝖯𝗎𝗋𝗉𝗅𝖾 𝗆𝗈𝗃𝗂𝗍𝗈 تلقین چیزیه که روی ناخودآگاهِ انسان تاثیر میزاره، اگر با یک چیزی مدام مغزت رو به گا بدی و با خودت تکرار و تلقین کنی، قطعا توی ذهنت شکل میگیره. اما نه عاشق بودن! عشق رو نمیشه با تظاهر، پول و مال و زیبایی بدست آورد. تظاهر به دوست داشتن فقط میتونه احساساتِ واقعی که داری و ناخودآگاهت سعی داره اونهارو از خودآگاهت مخفی کنه، برات رو کنه و تورو تو یک بگایی بندازه! ژانر ↶ عاشقانه، کمدی، کمی دراما، اسمات کاپل ↶ «اصلی - ویکوک» تهیونگ↑- جونگکوک↓ «فرعی - سپ» قسمتی از فیک ↶ _به من نگو موهیتوی بنفش! _پس چی بگم؟ غیر ازینه که مثل یک موهیتو تو یک روزِ تابستونیِ گرمِ تخمی، برام لذت بخش و آرامش بخشی؟ غیر ازینه که با اون موهای بنفشِ دلبرت، ضربان قلبم رو روی هزار میبری و کاری میکنی دلم بخواد هرروز صبح اون تار های بنفشِ لعنتی روی سینه‌م باشن؟ خب بیشعور. تو خودِ موهیتوی بنفشی! •روزِ آپ: دوشنبه ها•
Quizás también te guste
Slide 1 of 9
VALDEMAR cover
Little Bunny  cover
𝙮𝙤𝙪𝙧 𝙢𝙖𝙟𝙚𝙨𝙩𝙮 [KookV] cover
《LOTUS | KOOKV》 cover
Mirage [ Completed ] cover
Bitch Boy ᶜᵒᵐᵖᶫᵉᵗᵉ cover
𝗣𝘂𝗿𝗽𝗹𝗲 𝗠𝗼𝗷𝗶𝘁𝗼 | 𝖵𝗄𝗈𝗈𝗄 cover
fake love ❗عشق دروغین cover
Rival(VKOOK)🔞 cover

VALDEMAR

72 partes Continúa

خدا دنبال الهه ای می گشت که نقص هاش رو به شکوفه شکفته تبدیل کنه هیچ خالقی بجز خودش نبود اون یکتا بود پس خودش باید برای خلق الهه اش دست به کار می شد برای پسرک جنون توقف ناپذير بود زیبایی اون رنگ خاص با بوی کمی تیز آهن و مزه شورش اما آدمی محکوم به خودداریه پسرک از قاعده مستثنی نبود اما پسرک ایمان نداشت جونگکوک ایمانی نداشت ولی اون ازش یه معتقد ساخت الهه ای که خدا رو می پرستید کسی چه می دونست خدای واقعا می تونه چی باشه ؟ یک توهم یا یک واقعیت ؟ یک ترس یا یک قدرت؟ خدا می تونست همه این مفهومات باشه؟ شاید هم ترجیح می داد توی آسمونا پنهان بشه اگر انسان فقط عروسک خیمه شب بازی این خالق باشه پس به قطع هرآنچه ایمان و باور می خوانیم چیزی جز مشتی اراجیف نیست ___________________________