Breath
  • WpView
    přečtení 493
  • WpVote
    Hlasy 153
  • WpPart
    Části 144
WpMetadataReadPro dospěléRozepsáno
WpMetadataNoticeNaposledy publikováno pon, pro 29, 2025
WpInfo
Fanfikce
BTS
💎 نام داستان: «نفس» 📌 ژانر: 💔 عاشقانه مافیایی 🖤 تریلر روان‌شناختی 🔫 درام جنایی و اکشن خلاصه: در جهان زیرزمینیِ قدرت، عشق و انتقام، مرزی نیست... دیانا، دختری باهوش‌تر از هر ماشین جنگی، در چنگال خطرناک‌ترین مافیای کره جنوبی، سر از قلب تاریکی درمی‌آورد و باید برای بقای خودش بجنگد...جایی که هوشش، بند زنجیرش می‌شود، و عشقش، نقطه‌ضعفش. اما وقتی جونگ‌کوک ـ خواننده‌ای که قلبش را سال‌ها پیش ربوده ـ وارد این میدان تاریک می‌شود، معادلات به هم می‌ریزد. در بازی‌ای که جان محبوبش، جونگ‌کوک، به گروگان گرفته می‌شود، دیانا باید هم با زخم‌های تنش بجنگد، هم با پیچیدگی‌های قلبش. ❝ او صدای آرامشش بود... و حالا، تنها کسی‌ست که دیانا را از این جهنم نجات می‌دهد. ❞ از ازدواج اجباری تا تعقیب‌های مرگبار، از خیانت تا تولد دوباره... "نفس" قصهٔ عشقی‌ست که حتی در دل مافیا، پاک و جسور می‌ماند. این داستان، قصهٔ سقوط نیست - ✦ قصهٔ دختری‌ست که از دل تاریکی، فرمانروای آینده میشود. 🎤💔 اگر جونگ‌کوک رو دوست داری، و عاشق داستان‌های پرهیجان و احساسی هستی، این داستان برای توعه. 📖 آماده‌ای وارد دنیای تاریک عشق و انتقام بشی؟ #جونگکوک #بی_تی_اس #تهیونگ #جی_چانگ_ووک #جکسون_وانگ #مافیا #عاشقانه #jungkook #bts #btsfanfiction #jichangwook #mafia #
Všechna práva vyhrazena
Připoj se k největší komunitě vypravěčůZískej personalizovaná doporučení příběhů, ukládej si oblíbené do své knihovny a komentováním i hlasováním buduj komunitu.
Ilustrace

Taky se ti může líbit

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 💎••SpotLight••💎
  • Wrong number
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • bunny and bear (Taehkook)

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Více informací
WpActionLinkPokyny k obsahu