Story cover for Dot by LuttoIsHere
Dot
  • WpView
    LECTURES 127
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Chapitres 6
  • WpView
    LECTURES 127
  • WpVote
    Votes 33
  • WpPart
    Chapitres 6
En cours d'écriture, Publié initialement juil. 17, 2025
بکهیون قرارداد رو امضا کرد چون چانیول می‌خواست. خودش مخالف ایده‌ی تولد همزاد بود.

بوک دوم از سری ot
Tous Droits Réservés
Inscrivez-vous pour ajouter Dot à votre bibliothèque et recevoir les mises à jour
ou
#952چانبک
Directives de Contenu
Vous aimerez aussi
𝐆𝐚𝐩𝐤𝐫𝐚𝐬 𝐈𝐬𝐥𝐚𝐧𝐝 , écrit par Rozhanpix
34 chapitres Terminé
جونگکوک و تهیونگ زندگی ایده آلی دارند اما بعد از مدتی جونگکوک متوجه تغییر رفتار دوستاش و مخصوصا تهیونگ میشه ..... قسمتی از داستان : تهیونگ : وقتی یادت بیاد که باید چیکار کنی هم خودت راحت میشی هم من . حالا کَلَت رو خم کن و بین پاهام بزار . بعد از اینکه جونگکوک اینکارو کرد ، پاش رو بالا آورد و پشت سر جونگکوک نگه داشت . تهیونگ : میبینم خودت رو ؟ میبینی کجا هستی ؟ من اون بالام و تو اون پایینی جایی که به تو تعلق داره . می‌دونی اگه من صاحبت نبودم چه بلایی سرت میومد ؟ به جای این که ازم تشکر کنی که دارم باهات مثل انسان رفتار میکنم این جوابته . میخوای حتما بهت قلاده ببندم و به یک جا آویزونش کنم تا حَدت رو یادت نره ؟ میخوای از این به بعد اون روی منو ببینی ؟ امشب رو پایین میخوابی تا شاید فردا بهت لطف کنم . جونگکوک تمام مدت توی سکوت به حرفاش گوش میداد . همه ی مدت ازش دفاع کرده بود ، حرف های جیمین رو باور نکرده بود ، گذاشته بود ازش سواستفاده شه . پس چرا از وقتی جیمین اومده این رفتار ها شروع شده ؟ یا چون تازه داره دقت می‌کنه می‌فهمه ؟ . جونگکوک باید همه چیز رو میفهمید نمیتونست اینجوری زندگی کنه . کاپل اصلی :ویکوک سویچ کاپل های فرعی :نامجین،سپ،یونمین ژانر : روانشناختی،انگست،درام،اسمات🔞🔞 🥇#psychologcal 🥇#روانشناختی
Vous aimerez aussi
Slide 1 of 10
𝐆𝐚𝐩𝐤𝐫𝐚𝐬 𝐈𝐬𝐥𝐚𝐧𝐝  cover
بی پروا cover
Love of my life|l.s|z.m| cover
Lollipop [L.S] cover
Inside Of Tornado [L.S] cover
My_Life2 cover
We made it [L.S] cover
Elevator  (completed) cover
01:44 AM~L.S [Completed] cover
سایه های عشق در هاگوارتز | Shadows of Love at Hogwarts cover

𝐆𝐚𝐩𝐤𝐫𝐚𝐬 𝐈𝐬𝐥𝐚𝐧𝐝

34 chapitres Terminé

جونگکوک و تهیونگ زندگی ایده آلی دارند اما بعد از مدتی جونگکوک متوجه تغییر رفتار دوستاش و مخصوصا تهیونگ میشه ..... قسمتی از داستان : تهیونگ : وقتی یادت بیاد که باید چیکار کنی هم خودت راحت میشی هم من . حالا کَلَت رو خم کن و بین پاهام بزار . بعد از اینکه جونگکوک اینکارو کرد ، پاش رو بالا آورد و پشت سر جونگکوک نگه داشت . تهیونگ : میبینم خودت رو ؟ میبینی کجا هستی ؟ من اون بالام و تو اون پایینی جایی که به تو تعلق داره . می‌دونی اگه من صاحبت نبودم چه بلایی سرت میومد ؟ به جای این که ازم تشکر کنی که دارم باهات مثل انسان رفتار میکنم این جوابته . میخوای حتما بهت قلاده ببندم و به یک جا آویزونش کنم تا حَدت رو یادت نره ؟ میخوای از این به بعد اون روی منو ببینی ؟ امشب رو پایین میخوابی تا شاید فردا بهت لطف کنم . جونگکوک تمام مدت توی سکوت به حرفاش گوش میداد . همه ی مدت ازش دفاع کرده بود ، حرف های جیمین رو باور نکرده بود ، گذاشته بود ازش سواستفاده شه . پس چرا از وقتی جیمین اومده این رفتار ها شروع شده ؟ یا چون تازه داره دقت می‌کنه می‌فهمه ؟ . جونگکوک باید همه چیز رو میفهمید نمیتونست اینجوری زندگی کنه . کاپل اصلی :ویکوک سویچ کاپل های فرعی :نامجین،سپ،یونمین ژانر : روانشناختی،انگست،درام،اسمات🔞🔞 🥇#psychologcal 🥇#روانشناختی