Dark Inheritance

Dark Inheritance

  • WpView
    Membaca 47
  • WpVote
    Vote 11
  • WpPart
    Bab 1
WpMetadataReadBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Min, Des 28, 2025
ارث تاریک 💎 کاپل: چانبک ژانر: انگست، روانشناسی،فلاف، رومنش، اسمات در نقطه‌ای تاریک و مرموز، خانواده‌ای با رازهای سرسخت و سایه‌های پنهان زندگی می‌کنند. چانیول، فردی با گذشته‌ای پرراز و تاریک، در کنار دخترش، هانا رشد می‌کند. دختری که اگرچه ظاهراً در سن کودکی است، اما در عمق وجود خود، تاریکی و جنایت‌هایی نهفته دارد. در زمان حضور معلم باله‌ای شاد و پرانرژی، بکهیون، روابط عمیق و پیچیده‌ای شکل می‌گیرد. اما سوال این است که درونی‌ترین رازهای هانا چیست و چه نقشی در این بازی تاریک ایفا می‌کند؟ رابطه این دو، در عین حال که احساسات عمیقی دارد، درگیر رازهای پنهان خانواده و تاریکی‌های آنان است که هر لحظه ممکن است مسیر زندگی‌اش را تغییر دهد. چانیول، با مواجهه با تاریک‌ترین بخش‌های گذشته و حال، در مواجهه با شخصیت هانا و فعالیت‌های مخفی‌اش، درگیر نبردی درونی می‌شود. او که از گذشته‌ای پرراز و رمزهای خانوادگی رنج می‌برد، در مقابل نقش دخترش چه واکنشی نشان می‌دهد؟ آیا حقیقت تاریک و مرگبار او در آینده آشکار می‌شود؟ داستان در بستری پر از فریب، جنایت و اسرار خانوادگی دنبال می‌شود و نشان می‌دهد که تاریکی و خیانت، چگونه سرنوشت انسان‌ها را رقم می‌زند. این داستان، سفری است در عمق تاریکی‌های روان
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
#54
بیبی
WpChevronRight
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • kookv baby doll [ Completed ]
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • « تاراج » « 약탈 »
  • Wrong number
  • 💎••SpotLight••💎
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • bunny and bear (Taehkook)

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan