Story cover for LIARS  by BPD_Alwaysandforever
LIARS
  • WpView
    Reads 140
  • WpVote
    Votes 25
  • WpPart
    Parts 4
  • WpView
    Reads 140
  • WpVote
    Votes 25
  • WpPart
    Parts 4
Ongoing, First published Jul 25, 2025
همه‌چیز یک شبه از هم پاشید.
زندگی کیم تهیونگ تا نوزده‌سالگی آروم، بی‌حادثه و شبیه به هزاران نوجوان دیگه در بولونیای آفتابی بود.
کنار پدرش-مردی که تنها گل‌فروشی محله رو می‌گردوند-هر روز رو ساده و بی‌صدا سپری و خودش رو برای دانشگاه آماده می‌کرد.
اما بعد از اون شبِ نحس، صبح شهر با دو خبر شوکه‌کننده بیدار شد:
نخست، ناپدید‌شدن مرد گل‌فروش و بعد، پسرش که با نشانه‌های اوردوز و دست‌های‌ آغشته به خون، داخل بیمارستان بستری بود.

و ناگهان، تهیونگ از پسری معمولی تبدیل شد به انگشت‌نمای مردم.
مظنون اصلی پرونده‌، یه معتاد، بیمار روانی، بچه‌ی ناخلف و نمک‌نشناسی که زندگی پدر بیچاره‌اش رو تباه کرده، کسی که همه ازش فرار می‌کردن!
هیچ‌کس از دروغ‌هایی که ذره‌ذره درحال فاش‌شدن بودن و داشن روحش رو می‌خوردن، نگفت. هیچ‌کس براش توضیح نداد دقیقاً چه بلایی سر زندگی عادیش اومده و یا چطور باید این جهنم رو درک کنه.

تنها چیزی گیرش اومد، حکم دادگاهی بود که به‌جای زندان، اون رو به مرکز روان‌درمانی جنایی فرستاد. جایی که خیلی زود معلوم شد با وجود جئون جونگکوک، چیزی کم از زندان نداره...
*⁠.⁠✧⁩

KOOKV
All Rights Reserved
Sign up to add LIARS to your library and receive updates
or
#31mafia
Content Guidelines
You may also like
𝑴𝑶𝑳𝑻 by panikamm
91 parts Ongoing
"مولت" نویسنده: "پانیکا" ژانر: "جنایی، معمایی، اکشن، رومنس، انگست، اسمات" کاپل: "کوکمین، تهگی" ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• _نگران نباش، این مرد... سر چرخوند و خیره به تصویر جونگکوک که داشت اسلحه اش رو به جلیقه زیر کتش برمیگردوند و همزمان با یکی از افرادش صحبت میکرد، با لبخند شروری ادامه داد: _رام من خواهد شد. پسر بزرگتر با حالت کنایه واری چشم هاش رو چرخوند و دوباره دست هاش رو به سینه اش زد: _فقط یه احمق مثل تو می‌تونه دنبال رام کردن مردی مثل اون باشه! پسر کوچکتر ناخودآگاه خندید و بعد دوباره نگاهش رو به سمت اون کشید و با حالت تمسخر آمیزی تکرار کرد: _مردی مثل اون؟ منظورت چیه؟! پسر بزرگتر با نگرانی محو این پا و اون پا کرد: _اون کاپیتان تیم الفاست، یه هیولاست! اما تو...داری باهاش مثل یه عروسک بازی می‌کنی! _در اینصورت...هیولای واقعی من نیستم؟! پسر کوچکتر با لبخند شرورانه ای پرسید و باعث شد پسر بزرگتر پیشونیش رو با کلافگی ماساژ بده. این پسر حرف حساب حالیش نبود. ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~• وضعیت: درحال آپ
You may also like
Slide 1 of 10
котёнок. cover
ᥣᥱ𝗍𝗍ᥙᥴᥱ𓆏ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
Freeze Frame cover
ولیعهد سرکش cover
665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|° cover
𝑴𝑶𝑳𝑻 cover
Give me back my camera cover
The Tainted Gem cover
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover

котёнок.

20 parts Complete

از نظر همه، جونگکوک پسری ظریف و شکستنی بود. قابل پرستش و همیشه نازدار. و این واقعیتی بیش نبود. ولی کسی چه بدونه که این پسرک نازدار؛ دوستاش‌رو دیوونه، و پدرشون رو در آورده از این همه شیطونی؟ خب...شیطونی دردسر داره...؛مگه‌نه؟ 𝙲𝙾𝚄𝙿𝙻𝙴: 𝚅𝙺𝙾𝙾𝙺 𝙶𝙴𝙽𝚁𝙴: 𝚁𝙾𝙼𝙰𝙽𝙲𝙴, 𝙵𝙻𝚄𝙵𝙵, 𝙲𝚄𝚃𝙴, 𝙰𝙲𝚃𝙸𝙾𝙽«70٪» به امید اینکه یک نیمچه لبخند به لبهای نازت بیاره🌸🐈‍⬛✨️