ارتباط اون رئیس و مترجم مرموز، بر مبنای یک قرارداد دوطرفه شکل گرفته بود. قراردادی که مرزها و قوانین رو برای بازی زیر نور قرمز چراغهای اتاق بازی مشخص میکرد؛ اما هیچ بند و تبصرهای برای ارتباط اون دو نفر زیر نور عادیِ روز، نداشت.
برای نگاههایی که زیاد از حد دقیق میشدن، احساس مالکیتی که خارج از بندهای قرارداد شکل میگرفت، و برای لحظههایی که اراده و خواست طرفین، ذره ذره جای خودش رو به «باید و نباید» میداد.
جونگکوک مرزهای خودش رو میشناخت؛ و تهیونگ باور داشت که اگر همهچیز طبق قانون پیش بره، شکستن ارتباط حرفهای بینشون هیچ پیامد و آسیبی به همراه نخواهد داشت.
مشکل از جایی شروع شد که اون قرارداد از خاطر هر دو رفت؛ و زمانی که از زیر صدها لایه خاک بیرون کشیده شد، دیگه کسی نمیتونست نوشتههای روش رو به یاد بیاره.
***
- چرا... هر شب بازی رو عوض میکنی؟
- چون تو هر شب یه جای جدید برای شکستن داری.
⚠️⛓️ ⚠️⛓️⚠️⛓️⚠️
Genre: Angst, Drama, Psychological, Adult, Smut
Written By: Kuro
‼️ آرت استفادهشده برای پوستر متعلق به من نیست.