به عنوان یه برنامهریز عروسی، جان زوجهای زیادی رو دیده بود. اما تا اون روز زوجی رو که اونطور با نگاهشون به سمت هم آتیش نفرت پرتاب کنند، ندیده بود.
البته که جان حرفهای بود و قرار نبود نظری نسبت به مشتریهاش داشته باشه یا این حقیقت رو که اون پسر برای استریت بودن زیادی حیفه، حتی تو افکارش بازگو کنه.
ولی خب وقتی عروس، روز عروسی رو جوری بهم زد که حتی از پس طوفان هم برنمیاومد و از داماد اون شب، فقط یه پسر مجرد موند که زیادی نگاهش میکرد، پس جان شاید میتونست برای اولین بار کمی غیرحرفهای باشه.
نام: ما بهطور غیرمنتظره
نویسنده: Maedeh
تایپ: جان تاپ
ژانر: فلاف، عاشقانه، اسمات
وضعیت: پایانیافته
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.