call me by your name

call me by your name

  • WpView
    Reads 5
  • WpVote
    Votes 0
  • WpPart
    Parts 1
WpMetadataReadOngoing9m
WpMetadataNoticeLast published Wed, Aug 20, 2025
WpInfo
Fanfic
تابستون 1983... یه تابستون داغ و طلایی توی شمال ایتالیا. لوهان، یه پسر ۱۷ ساله‌ی باهوش، آروم، و کمی خجالتیه که بیشتر وقتش رو با کتاب خوندن، موسیقی گوش دادن و فکر کردن به چیزهایی که هنوز تجربه‌شون نکرده می‌گذرونه. توی ویلای خانوادگیشون، انگار همه چیز کندتر پیش می‌ره... تا اینکه کریس از راه می‌رسه. کریس، دانشجوی آمریکایی خوش‌تیپ و بی‌پروا، برای گذروندن چند هفته‌ی تحقیقاتی میاد پیش خانواده‌ی لوهان. از همون اول، بینشون یه چیزی هست... یه حس مبهم، یه کشش عجیب، ولی کسی چیزی نمی‌گه. اولش فقط نگاهه، بعد مکالمه‌های نصفه‌نیمه، بعد... یه اتفاق. تو دل روزهای آفتابی و شب‌های داغ، بین دو تا پسر که از دو دنیای متفاوت میان، یه رابطه‌ی ممنوعه و پر از احساس شکل می‌گیره. رابطه‌ای که قراره اونا رو تا آخر عمرشون تغییر بده...
All Rights Reserved
#3
لوهان
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • fake love ❗عشق دروغین
  • Tacenda
  • ●• LEAVE YOUR DEVIL TO ME •●
  • The portraitist [Completed]
  • 𓂃Beneath the Cherry Blossoms⋱
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • AYSFS
  • 『𝐒𝐚𝐯𝐚𝐠𝐞 𝐑𝐨𝐬𝐞🥀』

✨🩶 کوکـــویـــ کاپل فرعی: یونمین خلاصه: هر وقت اون پسر توی دردسر میوفتاد سر و کله ی یک مرد پیدا میشد.. مردی که به لبش پرسینگ درخشانی داشت و تهیونگ تنها چیزی که از اون مرد به یادش میومد... پرسینگش بود.. قسمتی از فیک: _فراموشت نمیکنم فرشته! نه دیشب رو.. نه پنج سال پیش رو... نه امروز رو! تهیونگ نفس نفس زنان اخرین کلمه ش رو هم گفت و بعد با سرگیجه، روی دو زانو روی زمین افتاد و اخرین تصویری که از اون مرد توی ذهنش موند؛ قدم های آهسته اش به سمت پیچ کوچه بود.. _تو برمیگردی! 🩶✨ پارت گذاری فعلا متوقف شده... به ردینگ لیستتون اضافه کنید تا هر وقت اپلود شد براتون اعلانش بیاد🫶

More details
WpActionLinkContent Guidelines