fake husband

fake husband

  • WpView
    LECTURAS 504
  • WpVote
    Votos 97
  • WpPart
    Partes 21
WpMetadataReadConcluida dom, ago 17, 2025
《هرشخصی در زندگی خود رازهایی دارد که گاهی آنقدر بزرگ و عمیق هستند، باعث دگرگونی همه چیز خواهند شد. رازهایی که باعث می شود آن را در درون خود با آنکه سنگینی می کنند حمل کنند؛ تا فقط از فاجعه ای که از آن می ترسند جلوگیری کنند. گاهی اوقات نیز ممکن است آن راز آنقدر بزرگ نباشد، ولی شخص آن را ترسناک و بزرگ بداند و از ترس خود، آن را پنهان نماید تا مبادا اشخاص دیگر پی ببرند و به دردسر بیافتند؛ ولی این ترس های بیهوده آن راز ممکن است در آخر دامن گیر شخص شوند و هیچ راه فراری نداشته باشد‌. هرچقدر که می خواهد در پنهان نگه داشتن آن تلاش کند.》درست مانند راز بزرگی که دامن گیر یکی از بزرگ ترین سرمایه داران از خانواده گویچ شد....
Todos los derechos reservados
#127
love
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • Hiva | امید
  • profile:)🕊✨
  • 𝗬𝗢𝗨 𝗔𝗥𝗘 𝗙𝗢𝗥 𝗠𝗘
  • Get lost!
  • 💜I PURPLE YOU💜
  • ᭝‌ 𝐓𝐚𝐱𝐢 𝐃𝐫𝐢𝐯𝐞𝐫
  • 💲Banker💲بانکدار( JK version)
  • LOSING GAME
  • guilty pleasure [Liam Payne]
  • ɢʀᴇʏ ᴄᴇʟʟs

🔴متوقف شده🔴 -هیوا- یعنی امید... اما امید همیشه روشن نیست. گاهی شبیه نوریه که فقط از دور دیده می‌شه. گاهی مثل صدای کسیه که دیگه برنمی‌گرده... و گاهی، تنها چیزیه که وقتی همه‌چیز از بین رفته، هنوز نفس می‌کشه. هیوا، فقط یک اسم نیست. یه زمزمه‌ست توی دلِ تاریکی. یه قول نانوشته به خودت، که حتی وقتی دنیا لهت کرد، تو هنوز بلند می‌شی... نه برای انتقام. نه برای دیگران. فقط برای اینکه امید، همون چیزیه که باهاش زنده‌ای. . . . زندگی‌ چویی مین‌هه در دنیای واقعی پر از دروغ و رنج بود، تا اینکه یک تصادف ناگهانی همه چیز را تغییر داد. مین‌هه وارد دنیای موازی می‌شود، جایی که نسخه‌ای از خودش با تصمیات متفاوتی، در حال زندگی متفاوتی است. در این دنیای جدید، او باید با انتخاب‌های جدید، گذشته‌اش را فراموش کند یا در دام آن بماند. "هیوا"، داستان امید، رهایی و فرصت دوباره‌ای است که در دنیای موازی به او داده شده. آیا می‌تواند سرنوشتش را تغییر دهد یا در تکرار گذشته‌اش غرق می‌شود؟ "هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم یه روز، وسط دود و هیاهوی دنیا، مرگ تنها راه نجاتم باشه." برای یه لحظه ساکت شد، بعد گفت: «صدات غم داره... حالت خوبه؟» لبخند تلخی زدم. «نمی‌دونم... شاید آره، شاید نه. فقط... خواستم بگم آهنگات... مخصوصاً اون یکی... Still With You... حس زندگی

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido