Story cover for Metanoia by TheRespina
Metanoia
  • WpView
    LECTURAS 757
  • WpVote
    Votos 103
  • WpPart
    Partes 19
  • WpView
    LECTURAS 757
  • WpVote
    Votos 103
  • WpPart
    Partes 19
Continúa, Has publicado ago 10, 2025
Contenido adulto
ᨔ Name: Metanoia
ᨔ Couples: Minsung, Hyunlix, Chanmin
ᨔ Genres: Werewolf, Supernatural, Angst, Smut
ᨔ Author: Respina
ᨔ Upload day: Wednesday

همه‌چیز جمع شده بود توی یه رستوران قدیمی که مشتری‌های ثابت خودش رو داشت و بیشتر اوقات خلوت بود. یه رستوران که به وسیله افراد عجیبی گردونده می‌شد که فقط به ظاهر می‌تونستن کنار هم دووم بیارن، چون در باطن هیچ‌کدوم از رازهایی که تو سینه‌هاشون پنهان کرده بودن، حرفی نمی‌زدن.
شرایط برای آشپز و گارسونی که حتی از شنیدن بوی هم‌دیگه نفرت داشتن و با وجود رئیسشون که از قضا یه آلفا بود به سختی کنار هم دووم می‌آوردن، وحشتناک‌تر بود. جیسونگ سال‌ها بود که به زندگی بی‌دردسر انسان‌ها عادت کرده بود، اما هرگز به بتای رستوران محبوب و ساکتش که حالا تبدیل به جاذب دردسر شده بود عادت نداشت.
به‌خاطر نفرتی که از سرنوشت شومش داشت، خودش رو وارد یه بازی خطرناک کرده بود و حالا هم داشت جون می‌کند تا از یک خطر بزرگ بغل گوشش جون سالم به در ببره. کی فکرش رو می‌کرد توی رستورانش یه حابل خفته داشته باشه؟!
Todos los derechos reservados
Regístrate para añadir Metanoia a tu biblioteca y recibir actualizaciones
O
Pautas de Contenido
Quizás también te guste
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ de meral_writ
71 partes Continúa
Vkook_الماس خاکستری ـ درد ازادی که بهم دادی از دردی که مستحقش بودم دردناک تر بود •امگایی که این اجبار رو برای رسیدن به عشق پنهانی که داشت قبول کرد و این ازدواج قراردادی رو پذیرفت. صبر کردن و دور شدن از رویا و هدف ها و زندگی که هیچ شباهتی در ذهنش نداشت، هیچ آسان نبود زندگی که پشتش منافع هایی پنهان بود برایش هیچ مفهومی نداشت ، اما گویی خودش هم آغشته به این رنگ های تیره شده بود، گمان میکرد نجات پیدا میکند!!• هفت سال زندگی که هردو با تنفر رنگ زدند و هیچکدام تلاشی برای دوست داشته شدن نمیکردند. آنها سخت میگرفتند ؟ یا زندگی سختی های پنهان داشت که انتقام درش نهفته بود؟! ___________________________________________ با چهره ی بی حسش بهش زل زد _ داری بد میکنی امگا لحظه ی ترس رو احساس کرد اما طولی نکشید که این حس رو خاموش کرد وبا تندی گفت: ـ هم از خودت هم از کل زندگیت متنفرم.. وارِن با لحنی خنثی رو بهش گفت: _ کُلت روی پیشونیت نذاشتم که دوستم داشته باش!.. writer:Meral Cuple:Vkook Genre:Dark-romance, psychological fiction,Omegaverse,fantasy,smut,Angst٫ A-mperg
Quizás también te guste
Slide 1 of 10
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ cover
•𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ cover
Lemonade cover
𝚈𝚘𝚞 𝚋𝚎𝚕𝚘𝚗𝚐 𝚝𝚘 𝚖𝚎.«𝚅𝙺» cover
Little troublemaker/chanmin  cover
Losers Club[hyunlix] cover
Always I love you cover
𝑹𝒆𝒍𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏𝒔𝒉𝒊𝒑 cover
Everything𐙚 about𐙚 𑱄them𑱄𐙚 «Vk/Kv» cover
🌸Little bloom 🌸 cover

𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ

76 partes Continúa

• خـلاصـه: او نیمه‌ی دوم من در جسمی دیگر بود و از روزی که برای اولین بار چشم‌هایش را دیدم، می‌دانستم او را «قلب خارج از جسم» صدا خواهم زد. البته، اولین باری که تنها من، خیال می‌کردم اولین است! • بـرشی از داسـتان: - دوستت دارم، جئون تهیونگ. - منم دوست دارم، قلبِ جئون تهیونگ. - عاشقمم هستی؟ - عاشقت هم هستم، برات هم می‌میرم. ▸ 𝐍𝐚𝐦𝐞: AKOYA ▸ 𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: VKook ▸ 𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞: Romanse, Drama, Angst, Smut ▸ 𝐖𝐫𝐢𝐭𝐞𝐫: @lSilvanal 🏅Fiction 🏅Drama 🏅Mystery 🏅رمنس 🏅فنفیکشن 🏅معمایی