We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
red moon

red moon

  • WpView
    Reads 220
  • WpVote
    Votes 51
  • WpPart
    Parts 7
WpMetadataReadOngoing5h 27m
WpMetadataNoticeLast published Sun, Oct 12, 2025
WpInfo
Fiction
Paranormal
در پسِ پرده‌ی تاریکِ آسمان، وقتی ماه سرخ می‌شود و سایه‌ها زنده، دنیایی دیگر بیدار می‌گردد... دنیایی که در آن، عشق و نفرت، تقدیر و مبارزه، به هم می‌آمیزند و سرنوشت‌ها را می‌سازند. دو گرگینه، زاده‌ی همان شبِ سرنوشت‌ساز، وقتی ماه به رنگ خون درآمد و طلسمِ کهنِ جهان شکست. آن‌ها از دلِ تاریکی متولد شدند، اما در قلب‌هاشان جرقه‌ای از نور بود؛ نوری که تنها در کنار هم می‌درخشید. عشقشان از همان نخستین نگاه، ممنوعه بود. قبیله‌ها، سنت‌ها، و حتی خودِ ماه، دشمنِ این پیوند شدند. همه تلاش کردند تا آن‌ها را از هم جدا کنند، اما چه سود؟ وقتی دو روح به هم می‌رسند، هیچ مرزی، هیچ نفرینی، و هیچ ترسی نمی‌تواند جلویشان را بگیرد... #larry #ziyam
All Rights Reserved
#20
هری
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Tacenda
  • Life Game
  • FOG2 {ziam} -COMPLETED-
  • Mirage [ Completed ]
  • I have to have you [ L.S ]
  •  " 𝘼𝙁𝙏𝙀𝙍 𝙔𝙊𝙐 "
  • ��𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
  • تو منو دیوونه می‌کنی!
Tacenda

"پایان یافته" یکدیگر رو از زندگی هم پاک‌ کردند. انگار که پیش‌بینی کرده بودند همیشه وسوسه‌ی بهم برگشتن رو دارند، تمام راه‌های ارتباط رو بریدند. نه آدرسی، نه شماره‌ای و نه حتی یک ایمیل، اون‌ها طوری از هم بریدند که که انگار هیچ‌وقت تو زندگی همدیگه وجود نداشتند.‌ سهون‌ و جونگینی که در نهایت، بعد از سه سال رابطه‌ی جدیِ احساسی از هم جدا شده بودند و حالا دنیا انگار که شوخیش گرفته باشه، اون دو رو در برابر یکدیگه قرار داده بود. "و ما شروع کردیم به بریدن از هم، زمانی که هنوز هر تپش قلبمون اسم اون یکی‌رو فریاد می‌زد و هر نفسمون به بهونه‌ی نشستن روی روح و بوسیدن اون یکی خارج می‌شد، زمانی که بدون یکدیگر بودن رو بلد نبودیم، درد به جونمون نشست درست به همون سادگی که مهرمون به دل هم نشسته بود..." چند شاتی سکای درام، انگست، روزمره. Tacenda: [Noun] things better left unsaid. چیزهایی که بهتر‌است ناگفته بمانند.

More details
WpActionLinkContent Guidelines