The Seventh Thread

The Seventh Thread

  • WpView
    Reads 1,099
  • WpVote
    Votes 222
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Thu, Aug 13, 2026
WpInfo
Fiction
LGBTQIA+
Gay
Romance
Fantasy
ویروسی که دنیا رو نابارور کرد، حالا فقط یه راه گذاشته: پک‌های کامل برای حفظ نسل. پک پنج‌نفره جین، هوسوک، نامجون، یونگی و جونگ‌کوک همه‌چی دارن... جز امگا. سازمان «حفظ نسل» براشون دو تا پیدا می‌کنه: جیمین و تهیونگ - پسرعموهایی با ژن کمیاب از یه خاندان اشرافی. فکر می‌کردن با اومدنشون همه‌چی آروم میشه. ولی حسادت، رقابت، و پیوندهایی که هیچ‌کس براش آماده نبود... قراره نشون بده که نجات نسل، همیشه به معنی نجات قلب نیست. سون سام امگاورس،انگست،امپرگ،درام
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی
  • Lutan | Kookmin
  • 🔞kookmin |Honey moon🔞
  • The Tainted Gem
  • Deadly human weapon
  • veins of vengeance رگ های انتقام
  • Ciara | kookmin
  • Coshay / نامیرا
  • one of me is cute! (kookmin) "ترجمه"
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐁𝐨𝐨𝐤

نام:𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙🐠💫 کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین عشق بین گروگان و گروگانگیر❤ 💦🔞اسمات مثل همیشه بخش اصلی و جذاب فیک منه💦🔞 پسرک با بغض لب زد: مردن ترس داره؟! تنها پسر سیاه پوش تو اون اتاق تاریک و نمور پوزخندی زد و لب زد: بستگی به نحوه ی مردنت داره...مثلا یکی روشش اینکه با گلوله مغزت رو سوراخ کنم یا شاید قلبت رو!؟ پسرک آب دهنش رو قورت داد و لب زد: تو.. این کارو میکنی؟! مرد با قدم های آروم و استوار درست پشت سرش قرار گرفت و با لذت به لرزش بدن پسر کوچیکتر زل زد: نه... من قرار نیست تورو به همین راحتی از دست بدم ماهی طلایی... چرخی به دور پسرک زد و اینبار درست مقابلش قرار گرفت و دستش رو به زیر چونه ی او گرفت و به چشمای لبریز از اشک پسر زل زد و لب زد: کاری میکنم که هرروز بمیری و زنده شی... باید انتقامم رو ازتون بگیرم خانواده پارک! ╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲ لب هاش که با همون بوسه ی وحشیانه ی جونگکوک بزرگتر و قرمز به نظر میومدند،میلرزیدند... خدایا مثل اینکه بی خیال شده بود... خدایا یعنی قرار بود رها کنه؟!... اما با حرفی که از بین لب هایی که توسط شون بوسیده شده بود خارج شد، لبخند به سرعت از روی لب هاش پاک شدن.. - به نظرت واکنش پدرت وقتی پسرکش زیرم داره از درد ناله میکنه و من

More details
WpActionLinkContent Guidelines