Sin|vkook

Sin|vkook

  • WpView
    Reads 222
  • WpVote
    Votes 9
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Nov 4, 2025
تهیونگ به عقب برگشت، چشمانش سرخ و دستانش خون‌آلود بود. - چ- چی گفتی؟ جونگکوک خونسرد پوزخندی زد و آرام نجوا کرد: - کار من بود... آره. دختر هفده ساله‌ت از من بارداره. تهیونگ بعداز چند ثانیه نگاه خیره به کوک انداختن بلند خندید با خنده ای که بی شباهت به فریاد نبود لب زد: - از کی تا حالا اون دهن بِفاک رَفتت توی دروغ گفتن قهار شده؟! کوک لبخند زد: - تهیونگ... میدونم خیانت به احساسات و سوءاستفاده از علاقه و حست به من کار درستی نبود. ولی بابتش پشیمون نیستم..! خنده‌های دیوانه‌وار تهیونگ اتاق را پر کرد؛ صدایی که با وحشت و جنون آمیخته بود و لحظه‌ای بعد سکوت سنگین همه جا را فرا گرفت. مَرد دیوانه، معشوقه‌اش را به خون کشانده بود؟! کاپل: ویکوک. هوپمین، سکرت ژانر: انگست، رومنس، درام، روزمره، هیجانی.... زمان اپ: نامعلوم.
All Rights Reserved
#359
teakook
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • حب وحرب (في ليبيا يحرم العشق )
  • 𝑩𝒆 𝑺𝒆𝒍𝒇𝒊𝒔𝒉 𝑰𝒏 𝑳𝒐𝒗𝒆 •< 𝑽𝒌𝒐𝒐𝒌 >•  [ 𝑪𝒐𝒎𝒑𝒍𝒆𝒕𝒆𝒅 ]
  • MY HEART FOR YOU
  • {{My First Love}} {J.M}✔
  • bleak'
  • " baekhyun's story "  [Complete]
  • S*X MATE(complete)
  • 💫Drown your gaze👁
  • ارزوی بی پایان
  • 𝑀𝑦 𝑆𝑤𝑒𝑒𝑡 𝑂𝑚𝑒𝑔𝑎. 𝑁𝑎𝑚𝐽𝑖𝑛 𝑉𝐾𝑜𝑜𝑘 𝑌𝑜𝑜𝑛𝑀𝑖𝑛

روايه ليبيه حقيقيه

More details
WpActionLinkContent Guidelines