توی لغت نامه اون خیلی وقت بود کلمه ای به اسم عشق وجود نداشت. خیلی وقت بود عشق کسی توی دلش نرفته بود. قرار هم نبود بره ولی با اومدن اون همچی بهم ریخت. زندگی درسش خانوادش حتی رفیقاشو بهم ریخت. عاشق شده بود اما عاشق یک ادم اشتباه!
کوک پسری بود که تمام زندگیش از عشق به همجنس فرار میکرد. اما با دیدن تهیونگ روی تمام قوانین زندگیش پا گذاشت. به چه قیمتی؟ به قیمت ازدست دادن تمام زندگیش! حاظر بود به خاطر داشتن تهیونگ کل دنیا رو به آتیش بکشه! اما..
هارمونی
نویسنده: کیم لیلی
ژانر: رومنس، اسمات، فان، فرندشیپ و...
کاپل: تهکوک
(درحال آپ)
این فیک بر اساس واقعیته ولی تشابه شخصیت ها با واقعیت تصادفیه:)
عشق یه وقت هایی از نفرت شروع میشه از ترس از عوض شدن همه چی از برملا شدن راضی به بلندای تاریخ و بعضی وقت ها شما باید عاشق هم بشید وگرنه دوتا گرگ زبون نفهم درونتون براشون مهم نیست تو قرن ۲۱ کسی حتی وجودشون رو باور نداره بیچاره اتون میکنن😁
کاپل اصلی: هوپکوک /کوکهوپ با همکاری(قهوه ای و خاکستری)
ژانر:امگاورس_ امپرگ_اسمات_ فانتزی