Jooni hyung

Jooni hyung

  • WpView
    Reads 58
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jun 13, 2026
_عه را:حیف شد پس باید از نامجون بخوام که این دفعه تنهایی نیاد و ... _جونگکوک: هیچکس توی زندگی نامجون نیست مامان! اگر بود،اولین نفر به من درموردش میگفت. _عه را:شاید اگر تو،تو همه مهمونی ها و مراسم ها چه خانوادگی و چه دوستانه انقدر بهش نچسبی، کسی رو برای معرفی کردن و همراهی البته بجز شما مرد جوان ،داشته باشه،اینطوری فکر نمیکنی؟ جونگکوک با چشم های درشت شده فقط به مادرش نگاه میکرد. اون لحظه از اینکه نکنه واقعا همیشه مزاحم نامجون بوده باشه،وحشت کرده بود . ژانر:رومنس،درام،انگست فاقد اروتیک و اسمات کاپل:نامکوک (ورس)
All Rights Reserved
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝓜𝓪𝔂𝓫𝓮 𝓘𝓽 𝓦𝓪𝓼 𝓦𝓻𝓸𝓷𝓰 | شاید این اشتباه بود
  • ■𝒃𝒐𝒚 𝒎𝒆𝒆𝒕𝒔 𝒆𝒗𝒊𝒍
  • Crime in heart of city2
  • bad girl( Ajin1)
  • Ghosted Treasure
  • you are mine
  • Silent pleasure ( Translation Ver ) لذت خاموش
  • Falling(TG/YT)✔️
  • Crazy [8]
  • Black dream

وضعیت آپ : تکمیل شد چی بهش می گفتم ؟ باید بهش می گفتم آره. من قبل از نامجون عاشقت شدم ولی جرات اون پسر رو نداشتم؟ دیگه تبدیل به عادتم شده که همه چیز رو بریزم تو خودم و درمورد هیچ چیزی با هیچ کسی حرف نزنم . ژانر: درام ، زندگی واقعی

More details
WpActionLinkContent Guidelines