Blood Oath

Blood Oath

  • WpView
    Reads 3,095
  • WpVote
    Votes 450
  • WpPart
    Parts 10
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sun, Feb 22, 2026
. . . . توی خیابون های تاریک ایتالیا،فقط یک نام کافیه که همه رو به سکوت دعوت کنه و لرزه به تن شون بندازه؛ سیلور دِوِول‌ رئیس مافیا ی ایتالیا،قدرت و نفوذی که داشت زبون زد همه بود. جوری نفوذ و قدرت داشت که حتی پلیس هام جرعت نزدیک شدن بهش رو نداشتن! ولی همه چی بعد از شب خونین ونیز تغیر پیدا میکنه! بلاخره یه نفر پیدا میشه که رو در روی اون سیلور دِوِول‌ وایسته! یک پزشک قانونی؛که ترس از هیچ چیزی نداره و قسم خورده توی کارش موفق باشه!....حقیقت رو در هیچ گوری دفن نمیکنه. راه شون بهم میرسه ولی مشخص نیست چه چیزی انتظار شون رو میکشه سر انجام این راه یا نجات میشه یا نابودی! کاپل: هیونلیکس (Secret) ژانر:مافیایی،دارک رمانس،راز آلود،هیجانی،اسمات،انگست. روز های آپ مشخص نیست ولی تلاشم رو میکنم یک روز در هفته آپ داشته باشیم.
All Rights Reserved
#310
مافیا
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝑴𝑬𝑵𝑻𝑨𝑳 𝑮𝑨𝑴𝑬 🌩🖤🍷𝑯𝒀𝑼𝑵𝑳𝑰𝑿
  • ʸᵒᵘʳ ˢᶜᵉⁿᵗ
  • Behind The Mask
  • Forbidden〰️
  • 𝑴𝒂𝒕𝒉 𝑻𝒆𝒂𝒄𝒉𝒆𝒓
  • Haddin Thread
  • ||Barnaby||                                                           ( Minsung)
  • 𝐒𝐢𝐱𝐭𝐲 𝐃𝐚𝐲𝐬  | 𝐌𝐢𝐧𝐬𝐮𝐧𝐠
  • 267
  • زخــم و بوسـہ

Couple:Hyunlix Author:Sayeh" Ganres: School life ,smut🔞 لی فلیکس طی تصمیم مادرش برای ازدواج به سئول میاد و روز اول مدرسش با اکیپ هیونجین برخورد میکنه و مجبور میشه پیش خود هیونجین بشینه معلم ریاضی که میدونسته نمرات فلیکس خیلی خفنن شرط میزاره :تنها زمانی نمرات فلیکس رو ثبت میکنه که نمره پایانی هیونجین بالا بشه!! حالا چی میشه اگه کسی که مادرش باهاش ازدواج کرده پدر هیونجین باشه؟:) ----------------☆--------------------☆--------------------------- [[همینکه از خیابون اصلی دور شدن به جلو خم شد و تا جایی که میتونست گاز داد،مشت شدن لباسش تو دستای اون احمقو حس کرد و لبخندش پر رنگ تر شد به چراغ قرمز روبروشون که رسید سرعتشو بیشتر کرد و از لای ماشینا رد شد . میتونست ضربان تند قلب فلیکسو که از پشت بهش چسبیده بود حس کنه و این بهش حس خوبی میداد و میخواست هرچه زود تر صورت ترسیدشو ببینه. به جای مورد نظرش که رسیدن وایستاد تا از موتورش پیاده شه: حالا بازم جرئت میکنی با من بری مدرسه؟هوم؟ رنگش پریده بود با اخم نگاهی به اطرافش انداخت اینجا که مدرسه نبود! انگار دور ترین نقطه ی شهر بود کم کم داشت متوجه قضیه میشد :از اولم نباید بهت اعتماد میکردم.اینجا کجاست؟منو برگردون عوضی... کاپل:هیونلیکس❤️‍🔥 ژانر:مدرسه ای ، اسمات ، با چاشنی اکشن

More details
WpActionLinkContent Guidelines