SUMMARY:
عشق همیشه نجاتدهنده نیست؛ گاهی قفسی است که تو را در زنجیر خودش خفه میکند.
جونگکوک بیخبر از همهچیز، ناگهان خودش را در اسارت مردی میبیند که هیچ راه گریزی از چنگش ندارد: تهیونگ.
مردی با زخمی عمیق از گذشته، که برای انتقام از چانیول، پلیسی که زندگیاش را نابود کرده، راهی جز گروگان گرفتن نزدیکترین فرد به او نمیبیند.
اما چیزی که در ابتدا شکنجه و ترس است، کمکم شکل دیگری به خود میگیرد. جونگکوک میان نفرت و وابستگی گرفتار میشود، جایی که مرز عشق و ترس محو میگردد.
جایی که گروگان، به قفس خود دل میبندد. روایتی از جایی که دشمن و ناجی یک نفر میشوند.
.
.
برشی از فیک*
-لطفاً... ددی... نکن... من... من دوستت دارم... ددی...
صدایش پر از لرزش بود، ترکیبی از عجز، شرم و حقیقتی که حتی خودش هم باور نمیکرد از دهنش بیرون آمده باشد.
تهیونگ لحظهای خشک شد. چشمهایش برق عجیبی زدن، چیزی که بین خشم و لذت مرزی نمیگذاشت. بعد یک خندهی سرد و تمسخرآمیز از لبهایش بیرون آمد. سرش را نزدیکتر آورد و با نیشخند گفت:
-دوستم داری؟
پوزخندی زد:
-این عشق نیست لاپَن... این ضعفِ یه حیوونه که به صاحبش وابسته شده. حتی نمیفهمی داری چی میگی.
****
Type: VKOOK
COUPLE: TaeKook, Chanbaek
GENRE: Dark Romance, psychological, Crime, Dram, Smut
AUTHOR: MARYLU
«On Going»
All Rights Reserved