•° Dordune •°

•° Dordune •°

  • WpView
    LECTURAS 317
  • WpVote
    Votos 15
  • WpPart
    Partes 1
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación mar, oct 7, 2025
WpInfo
Fanfic
وقتی توی جمع به اون بزرگی که خانواده ال سعود و ال نهیان داشتن راجب ازدواجش با پسر عموش صحبت می کردن ؛ فقط سرش رو پایین انداخته بود و با خستگی گوش می کرد تعجب نکرد چون می‌دونست باید بلاخره بین اون خواستگار هایی که از ۹ سالگی براش میومدن ، به یکیشون بله می‌داد اما فکرش رو نمی کرد اون روز توی ۲۰ سالگیش انقدر زود برسه! عموش ، تهیونگ رو از باباش خواستگاری کرده بود . قطعا باباش بله رو داده بود و از اون جایی که برادراش خوب با جونگ کوک یعنی پسر عموش سازش داشتن ، اون ها هم تایید کردن و تهیونگ فقط تونست یه لبخند سرد بزنه ازدواج با کسی که فقط تو بچگی یک بار دیده بودتش برای تهیونگ ۲۰ ساله سخت بود‌‌‌...
Todos los derechos reservados
#315
امپرگ
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • « تاراج » « 약탈 »
  • Wrong number
  • 𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ
  • 💎••SpotLight••💎
  • Tiptoe :::... (Taekook ver.)
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Revenge [Yoonmin]~|completed
  • bunny and bear (Taehkook)
  • Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️
  • kookv baby doll [ Completed ]

فیکشن

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido