Story cover for My uncle by Moti178
My uncle
  • WpView
    Reads 1,236
  • WpVote
    Votes 153
  • WpPart
    Parts 9
  • WpView
    Reads 1,236
  • WpVote
    Votes 153
  • WpPart
    Parts 9
Ongoing, First published Oct 09, 2025
من اسمم تهیونگ ۱۷ سالم مشکل تنفسی دارم ۲ سال پدرم ورشکست شده و خیلی وضعیتمون بد شده بجای بدهی پدرم خونه ماشین و تمام دارایی هامون ازمون گرفتن و ما الان تویه خونه خیلی کوچیک که یه صاحب خونه هول داره زندگی میکنیم و دوروز پیش... بهم تجاوز شد یه تجاوز وحشتناک گروهی به خانوادم چیزی نگفتم چون شرایط بدتر میشه و چی میشه که توی این همه اتفاق عمو که من هیچ وقت ندیدمش از نیویورک میخواد بیاد بهمون سر بزن و منه یه چیز هایی درباره پدرم بفهمم....
All Rights Reserved
Sign up to add My uncle to your library and receive updates
or
#931کوکوی
Content Guidelines
You may also like
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ by w_crow
28 parts Ongoing
🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."
Wild heart by glanda_kv
34 parts Ongoing
--- کیم تهیونگ، امگاییه که پدرش برای جور کردن پول شرکت در حال ورشکستگی، اونو به یه آدم سادیسمی می‌فروشه. تهیونگ بعد از اون معامله‌ی تلخ، توی یه انبار متروکه زندانی میشه و روزای سخت و پر از شکنجه رو پشت سر می‌ذاره. اما سرنوشت یه نقشه‌ی دیگه براش داشت. جئون جنگکوک، الفای اصیلی که توی یکی از مأموریت‌هاش سر از همون انبار درمیاره، تهیونگ رو پیدا می‌کنه. امگایی که شکسته و بی‌جون، دیگه هیچ امیدی به زندگی نداره. بعد از تلاش نافرجام تهیونگ برای خودکشی، جنگکوک تازه می‌فهمه که نبودنش چه خلأ بزرگی توی زندگیش درست کرده. از همون لحظه، تهیونگ تبدیل میشه به چیزی فراتر از یه نفر برای کوک؛ میشه دلیلی برای نفس کشیدن و حالا، جنگکوک حاضر میشه همه‌چیزشو وسط بذاره، تا فقط یه چیزو مطمئن کنه؛ تهیونگ زنده بمونه... و هیچ‌وقت دیگه آسیب نبینه. --- • ژانر:عاشقانه+انگست+هیجانی+امگاورس+اسمات. • کاپل: کوکوی، یونمین •وضعیت: درحال آپ
Love in nyc by camomile_13
31 parts Complete
خلاصه : تهیونگ امگایی که برای کارشناسی بورسیه دانشگاه هنر نیویورک رو می‌گیره و با هوسوک و رزیتا و جونگکوک همخونه میشه ... البته که زندگی در کنار جونگکوک براش بدون دغدغه نخواهد بود چون هردو دچار عشقی میشن که ازش فرارین .... بخشی از داستان : دیگه نمی‌تونست جلوی احساساتش رو بگیره! انگار تک تک سلول‌های وجودش، از بی‌رحمی اون فرشته‌ی شکلاتی به درد اومده بود. چشمای قرمز و اشک‌آلودش رو به موجودی که، هر پلک زدنش قلبش رو زیر و رو می‌کرد، دوخت. با دیدن چشمان اشکی تنها عشق زندگیش، حالش ویرون تر شد. دستای لرزونش رو به صورتش کشید تا شاید آروم بشه. با صدای گرفته و بمش گفت: -من نمی‌دونم تو از من، توی تصوراتت چه هیولایی ساختی شکلات؛ اما من بدون تو خوب بودم. بی‌قراریش بیشتر شد و فریاد کشید: -من بدون عشق تو بهتر از این ها بودم. تو منو عاشق خودت کردی و باید مسئولیتش رو قبول کنی...! ____________ کاپل اصلی :کوکوی کاپل های فرعی :هوسوک_رزیتا/نامجین / سیکرت کاپل ژانر: امگاورس، کمدی، عاشقانه، درام داستان بیشتر محوره کوکوی میچرخه و برای کاپل دیگه ای این فیک رو شروع نکنید #kookv#کوکوی#bts
«DIAMOND» by glanda_kv
5 parts Ongoing
📖 خلاصه‌ی الماس یه بار لاکچری وسط مسکو، جایی که پول مثل آب خرج میشه و همه دنبال هیجانن. اونجا یه دنسر هست که همه‌ی نگاه‌ها فقط سمت اونه... کیم تهیونگ، با لقب «وی». پسری خوش‌اندام، مرموز و دست‌نیافتنی. مردای زیادی حاضرن واسه یه شب بودن باهاش میلیون‌ها خرج کنن، اما اون هیچوقت به هیچکس تن نداده. برای همه یه الماس نایابه... چیزی که فقط میشه از دور تحسینش کرد. اما شبی می‌رسه که همه‌چی عوض میشه. جئون جونگکوک، با اسم کوچیک «لُرد»، تاجر ثروتمند و خطرناک اسلحه که اسمش همه‌جا با قدرت و پول گره خورده، پا میذاره توی همون بار. فقط واسه اینکه از شلوغی و فشار کاری فرار کنه... ولی چیزی که پیدا می‌کنه، آرامش نیست؛ یه دنسره که با هر حرکتش می‌تونه کل دنیاشو به آتیش بکشه. از همون لحظه، جونگکوک فقط یه هدف داره: به دست ر وسطه که می‌تونه هردوشون رو نابود کنه. --- 🎭 ژانر: عاشقانه+رمانتیک+کلاب+کششی+اسمات+هیجانی+امگاورس --- ♠کاپل: جنگکوک«لرد»+تهیونگ«وی»
You may also like
Slide 1 of 9
Smell Of Death | بـــوے  ̶ م̶ر̶گ̶ــــ cover
Wild heart cover
𝚍𝚊𝚛𝚔𝚁𝚘𝚖𝚊𝚗𝚌𝚎 . 𝙺𝚅 cover
Love in nyc cover
«DIAMOND» cover
loving you (persian translation)  cover
𝙈𝙮 𝘾𝙤𝙢𝙢𝙖𝙣𝙙𝙚𝙧 •𝙑𝙠𝙤𝙤𝙠• cover
الفای جذابم cover
His To Ruin | KookV cover

Smell Of Death | بـــوے ̶ م̶ر̶گ̶ــــ

28 parts Ongoing

🚨‼️🔞دارای صحنە های باز و خشن - BDSM 🔞‼️🚨 ژانر ~ رازآلود ، روانشناسی با چاشنی درام ، مافیایی 🚨سد انده! و بوک مریضیه هشدارو جدی بگیرین👨🏻‍🦯 کاپل ها ~ چانجین ، مینسونگ کاپل های فرعی ~ چانمین ، هیونلیکس ـــ بوق ممتد توی سرش اجازە نمیداد صدای آژیرا و پلیسی کە میخواست از صحنه دورش کنە رو بشنوە. دهنش باز مونده بود و پشت سر هم پلک‌ میزد تا اشکایی که جلوی دیدشو گرفته بودن رو پس بزنه. یا شایدم انتظار داشت با پلک زدن صحنهٔ جلو روش عوض بشه و یه بار دیگه لبخند پسر رو موقع دیدن خودش ببینه. وقتی دوتا از پلیسا بازوشو گرفتن کلمۀ 'نە' رو داد کشید ؛ بدون اینکه ثانیه‌ای از پسرش چشم برداره دستای اون دو مرد رو پس زد ، اسمشو داد زد و منتظر جواب موند. ولی سکوت جنازە کرکنندەتر از اونی بود کە بتونە صدای دیگەای بشنوە. آروم رو زانوهاش افتاد ، سرشو سمت شونۀ راستش کج کرد و بە روبەروش زل زد. با دقت خیرە شد... برای چند دقیقە جز خودشو پسری کە بە دیوار آویزون بود چیزی ندید. ینی پسرش درد کشیدە بود؟ لمس دستی که رو شونش نشست ، انگار تلنگری برای جلوگیری از باور حقیقت بود...با سرعت سرشو برگردوند و رو به پلیسی که بالا سرش بود لب زد: "نمردە ، اون خوابیدە..."