FURY | TaeKook

FURY | TaeKook

  • WpView
    Reads 266
  • WpVote
    Votes 43
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Fri, May 29, 2026
GOD OF FURY - Taekook Ver من به مردا علاقه ای نداشتم، البته تا وقتی که با تهیونگ مواجه شدم. وارث مافیا ، حروم زاده‌ای بدنام ، یک هیولای بی‌رحم. سرنوشتی شوم من رو سر راه اون قرار داد. و بدین صورت ، توجهش به من جلب شد. هنرمندی ساکت ، پسری موفق ، برادر دوقلوی دشمنش. اما انگار اون اصلا به این چیزا اهمیت نمیداد. انگار قسم خورده بود که من رو در هم بشکنه و خط قرمز هام رو رد کنه. فکر میکردم بزرگترین خطر زندگیم اینه که توجه تهیونگ رو جلب کنم. اما فهمیدم که جزو تعلقات این کابوس زیبا بودن، ترسناک تره.
All Rights Reserved
#881
bl
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • In "Kim" Mansion ⏳️
  • Sweet Disasters
  • The fucking pretty boy | vk
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • 𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵
  • EGO
  • Lovelorn
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • 𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

More details
WpActionLinkContent Guidelines