Story cover for The professor  by 00Libraaaaa
The professor
  • WpView
    Reads 609
  • WpVote
    Votes 139
  • WpPart
    Parts 6
  • WpView
    Reads 609
  • WpVote
    Votes 139
  • WpPart
    Parts 6
Ongoing, First published Oct 10, 2025
هری از اینکه نایل بهش میگه هیچ ابتکاری برای ماجراجویی نداره خسته شده، برای همین یه شب تو یه کلوب یه غریبه رو میبوسه. مشکل چیه؟ اون غریبه چیزی بیشتر یا کمتر از معلمش نیست...

کاپل : لری 
لویی تاپ 
ژانر :bdsm 
ترجمه شده 
By :Libra
All Rights Reserved
Sign up to add The professor to your library and receive updates
or
#101larry
Content Guidelines
You may also like
Revenge [Yoonmin]~|completed  by R_BlueWriter
61 parts Complete
↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته
ادامه فیک شب دردناک  by ErneIoang
103 parts Ongoing
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
37 parts Complete
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
You may also like
Slide 1 of 10
Revenge [Yoonmin]~|completed  cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
Tiptoe :::... (Taekook ver.) cover
« تاراج » « 약탈 » cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
NO LIMIT •|ziam|• COMPLETED cover
In "Kim" Mansion ⏳️ cover
LATE TALK - YoonKook [terminée] cover
Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️ cover
COLORS | VKOOK-HOPEMIN cover

Revenge [Yoonmin]~|completed

61 parts Complete

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته