__هیونگ، انگار بالاخره حرفت برام معنی پیدا کرده.
_چی گفتم که حالا اینقدر تأثیر گذاشته؟
_اینکه من آدم عجیبیام.
_چطور؟
_چون عاشق قطب مخالفم شدم... کسی که حتی متوجه وجودم هم نشده.
vkook_kookv
Dołącz do największej społeczności pisarskiejOtrzymuj spersonalizowane rekomendacje dzieł, zapisuj ulubione dzieła w bibliotece oraz komentuj i głosuj, aby rozwijać swoją społeczność.
یه وانشات از کوکوی????❤️❤️
'اسمت چیه؟؟'
"فکر نکنم برای این کار نیاز به اسمم داشته باشی!!"
ارنجش رو روی گردنش گذاشت و فشرد....
'لازمم میشه.....چون قراره بازم همدیگه رو ببینیم'
ژانر: رمنس، درام، یه کوچولو انگست????