Story cover for Bird Keeper by notwriter_
Bird Keeper
  • WpView
    Membaca 392
  • WpVote
    Vote 72
  • WpPart
    Bab 25
  • WpView
    Membaca 392
  • WpVote
    Vote 72
  • WpPart
    Bab 25
Lengkap, Awal publikasi Okt 12, 2025
:"پس فقط من خنگ بودم که نفهمیدم."
:"ربطی به خنگی تو نداره. تو چندین ساله رابطه عمیقی باهاش داری، چند ماهه باهاش زندگی می‌کنی ... خب معلومه نمیتونستی احساساتشو تشخیص بدی!"
couple : JinSon[Got7]
cast : Youngjae , Yugyeom
Season 01 Completed
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Daftar untuk menambahkan Bird Keeper ke perpustakaan Anda dan menerima pembaruan
atau
#3jackson
Panduan Muatan
anda mungkin juga menyukai
Who Watches Over Me | چه کسی مراقب من است oleh Supernatural313
51 bab Lengkap
📌وضعیت: پایان یافته...🔒❤️📚 ⏳آغاز: ۱۹ دسامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵ ⏰ بازنویسی: ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵. گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من» 🥀🥀🥀 دستش را روی زخم گلوله فشار داد، گرمی و لیزی خونی که زیر کف دستش احساس میکرد، حس آشوب به معده پسر می‌انداخت؛ چقدر خون ... خدایا ...نه ... :تو نباید بمیری... به سمت عزیزش خم شد و با صدایی که از شدت پریشان حالی او زمزمه‌ای بیش نبود نجوا کرد: تو نمیتونی بمیری !!!! 🔻🔺🔻 فن‌فیک: #WhoWatchesOverMe کاپل‌داستان‌اصلی: j2 | جی۲ | جنسن‌اکلس و جردپادالکی کاپل‌بازگردانی‌داستان: Yizhan | ییژان مترجم - بازگردان - ادیت: #S_M_H 🔺🔻🔺 دوستان توجه کنید این داستان بازگردانی ییژانِ؛ از بهترین فیک هایی که توی زندگیم خوندم، پس حمایت کنید تا بازگردانی داستان رو ادامه بدم و براتون ارسال کنم❤️
Haumea oleh Castle_Demon
61 bab Lengkap
🔮 Haumea 🧬 Romance • Smut +18 • Omegaverse • Mpreg • Happy end 🥂 Chanbaek • HunHan • KaiSoo • KrisHo 🎩 writer: El ( Elnaz_CH ) 👤 ❄ Editor: Luira ( Eli ) • - من و تو خیلی وقته راهمون از هم جدا شده! از وقتی که احترام همو نگه نداشتیم و همو خورد کردیم! - من و تو راهمون جدا شد و دیگه هیچی نمیتونه ما رو سمت هم برگردونه! عین دوتا خط موازی که هیچوقت بهم نمیرسن! - بیا بذاریم این خط موازی ادامه پیدا کنه و دیگه نزدیک هم نشیم ؛ چون من واقعا حالم بهم میخوره از اینکه بخوام دوباره سمتت بیام! • ━━━━━━🔞🥂━━━━━━ • - چون اون بچه ی منه و تویی که اونو توی وجودت داری امگای منی! معلومه که برام مهمید! مهمید که حواسم بهتون باشه ؛ اگرم جوری هستم و رفتار میکنم که انگار صدبار این اتفاق برام افتاده فقط برای اینه که خودمو کنترل میکنم تا بتونم اوضاع رو کنترل کنم ؛ اگر الان دعوا کنم و داد بیداد راه بندازم , خودمو مخفی کنم چیزی عوض میشه؟ نه! من و اول اخر پدر اون بچه م ! هرکاری کنیم اون بچه ی من و توئه! • ━━━━━━🔞🥂━━━━━━ • - نمیدونم چرا اینجام فقط میدونم نمیتونم دیگه تحمل کنم ، نمیتونم هر لحظه حس کنم تو سینه م قلب ندارم چون تو نیستی پیشم! خسته شدم از این همه دوری و اتفاقای مسخره ای که مقصرشیم! من ... من فقط میخوام پیشت باشم ، میخوام داشته باشمت و بدونم توام همینُ میخوای! - فقط بی
My sponsor ๛𝕎𝕠𝕠𝕊𝕒𝕟༻ oleh _iamanita_
32 bab Bersambung
•اسپانسر من• خلاصه: درست وقتی که وویونگ فکر می‌کرد بالاخره داره به رویاهاش نزدیک می‌شه، چرخ سرنوشت نشونش داد وجهه‌ی دیگه‌ی آیدل بودن و صنعت سرگرمی می‌تونه چقدر سیاه و کثیف باشه... وقتی یه رسواییِ غیرقابل جبران داشت راهِ نفس کشیدن گروهِ روکیِ ایتیز رو می‌بست، یهو دست کمکی به طرفشون دراز شده بود از جنس شهوت و تصمیم برای بقای گروه یا خاکستر شدن تمام داشته‌هاشون فقط به تصمیم وویونگ بستگی داشت... ولی اصلا حق انتخابی در کار بود!؟ یا همه‌اشون فقط مهره‌های بازی یه نفر شده بودن...!؟ 🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺🔺 * واسه هر پست این فیک زمان زیادی صرف شده تا حدالامکان با رعایت تمام جزئیات، موقع خوندن فیک بتونید بهتر باهاش ارتباط برقرار کنید؛ خواهشا کسی کپی نکنه!! * *رده‌ی سنی +۱۸ سال رو حتما رعایت کنید* ❤️‍🔥کاپل اصلی: ووسان | سان تاپ❤️‍🔥 (این فیکشن دوتا ورژن مختلف از دوتا کاپل و گروه مختلف داره)
anda mungkin juga menyukai
Slide 1 of 10
Who Watches Over Me | چه کسی مراقب من است cover
Haumea cover
ولیعهد سرکش cover
My sponsor ๛𝕎𝕠𝕠𝕊𝕒𝕟༻ cover
 ꧁༒☬Bᴀᴇᴋʜʏᴜɴ☬༒꧂  cover
⚓forgotten|ازیادرفــته⚓ cover
Morning Sun | 朝の太陽 cover
𝙥𝙧𝙞𝙣𝙘𝙚 (Completed) cover
Creep cover
FAMILIAR STRANGER ( غریبه ی آشنا) cover

Who Watches Over Me | چه کسی مراقب من است

51 bab Lengkap

📌وضعیت: پایان یافته...🔒❤️📚 ⏳آغاز: ۱۹ دسامبر ۲۰۲۲ ⌛پایان: ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۵ ⏰ بازنویسی: ۱۷ دسامبر ۲۰۲۵. گفتمش شیرین ترین آواز چیست؟ چشم غمگینش به رویم خیره ماند قطره قطره اشکش از مژگان چکید لرزه افتادش به گیسوی بلند زیر لب غمناک خواند: ناله زنجیرها بر دست من» 🥀🥀🥀 دستش را روی زخم گلوله فشار داد، گرمی و لیزی خونی که زیر کف دستش احساس میکرد، حس آشوب به معده پسر می‌انداخت؛ چقدر خون ... خدایا ...نه ... :تو نباید بمیری... به سمت عزیزش خم شد و با صدایی که از شدت پریشان حالی او زمزمه‌ای بیش نبود نجوا کرد: تو نمیتونی بمیری !!!! 🔻🔺🔻 فن‌فیک: #WhoWatchesOverMe کاپل‌داستان‌اصلی: j2 | جی۲ | جنسن‌اکلس و جردپادالکی کاپل‌بازگردانی‌داستان: Yizhan | ییژان مترجم - بازگردان - ادیت: #S_M_H 🔺🔻🔺 دوستان توجه کنید این داستان بازگردانی ییژانِ؛ از بهترین فیک هایی که توی زندگیم خوندم، پس حمایت کنید تا بازگردانی داستان رو ادامه بدم و براتون ارسال کنم❤️