my wolf🐺

my wolf🐺

  • WpView
    LETTURE 2,188
  • WpVote
    Voti 212
  • WpPart
    Parti 7
WpMetadataReadIn corso1h 27m
WpMetadataNoticeUltima pubblicazione mar, dic 2, 2025
WpInfo
Narrativa
Storie d'Amore
متوقف شده⭕️ جئون جونگ‌کوک یه سلطان بی‌قید و شرطه، رهبر پک الفا ها که از شهر کوچیکشون مراقبت میکنه.‌ یه آلفای سایه‌دار که با دندون و پنجه حکومت می‌کنه. هر کی جلودارش وایسه، یا باید بمیره یا زانو بزنه. تنها موجودی که جرئت داره به قلمرو خصوصی‌اش وارد بشه، کیم تهیونگِ امگاست؛ یه شاهکار ظریف و معصوم که انگار از یه دنیای دیگه اومده تا با مرهم‌های دستش، هیولای درون جونگ‌کوک رو آروم کنه. این نزدیکی لعنتی، یه آتش زیر خاکستر ایجاد کرده؛ جونگ‌کوک داره به مرز جنون می‌رسه، چون حالا هر تار موی تهیونگ براش از کل پک عزیزتره. 💬 Blurb: اون آلفای قبیله‌ست، سرد، مغرور و همیشه فرمانده. من؟ یه امگای معمولی‌ام، فقط برای درمان و خدمت اینجام. هیچ‌وقت نباید چشم تو چشمش می‌شدم... ولی شدم. هر نگاهش یه تهدید بود، هر لمسش یه اشتباه‌. من عاشقش شدم. Blurb: تو قلمروی گرگ‌ها، آلفا ها با امگایی که سرنوشت براشون انتخاب میکنه جفت میشن نه با امگایی خودشون انتخاب می‌کنن. ... تهیونگ: و-ولی... جونگ‌کوک: "بوی خوشبختیت داره خفه‌ام می‌کنه، کیم. تو فکر می‌کنی این ناله‌ها رو کسی نمی‌شنوه؟ گوش کن، این یه اخطاره: تو مال منی، چه بخوای، چه نخوای، چه اون پیرمرد کثیف بخواد. اگه یه بار دیگه ببینم با اون چشمات به جای دیگه‌ای نگاه می‌کنی، کار
Tutti i diritti riservati
#7
ددی
WpChevronRight
Entra a far parte della più grande comunità di narrativa al mondoFatti consigliare le migliori storie da leggere, salva le tue preferite nella tua Biblioteca, commenta e vota per essere ancora più parte della comunità.
Illustration

Potrebbe anche piacerti

  • Extacy
  • The portraitist [Completed]
  • The Gang Boss and the Grumpy Doctor (Yoonkook)/رئیس باند و دکتر بداخلاق
  • 𝙎𝙞𝙡𝙡𝙖𝙜
  • 𝗦𝗛𝗨𝗧𝗧𝗘𝗥 | شاتـر
  • Haven [Kookv, Yoonmin]
  • 《LOTUS | KOOKV》
  • Little Bunny
  • Tacenda
  • 𝐼 𝑀𝑖𝑠𝑠 𝑌𝑜𝑢
Extacy

عشق، احساسی بی حد و مرز آزاد برای ورزیدن، آزاد برای دریافت کردن ولی عشق من نه. این ممنوعست نه عشق من این عشق باید پنهان بمونه در راهرو های تاریک زیر استخوان های قفسه‌ی سینم با مهربانی به من نگاه نکن به شیرینی با من حرف نزن تو نباید به این پرنده ی وحشی بالهاشو پس بدی -کلیرل استوز ** همیشه پایان ها تلخه، هیچ کس از خداحافظی خوشش نمیاد، اما این حتی شروعش هم تلخ بود، ترکیبی از درد و سرمای شب و اشک و خاطرات محو. شاید هم ترکیبی از بوی گوگرد و گرمای اسلحه بعد شلیک، جیمین اهمیتی نمیداد چون درد تنها چیزی بود که اونو زنده نگه میداشت. اما چیزی کشنده تر از خود درد به سراغش اومد عشق

Più dettagli
WpActionLinkLinee guida sui contenuti