We've updated our Content Guidelines.
Review the latest guidelines to keep sharing stories safely.
Velvet Green [L.S]

Velvet Green [L.S]

  • WpView
    Reads 798
  • WpVote
    Votes 163
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadMatureOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jul 25, 2026
WpInfo
Fiction
Romance
Erotica
LGBTQIA+
Gay
ROMANCE || - من گناهكار نيستم! من فقط يك مرد سي و هفت سالهٔ كاملا بالغ، عاقل و باهوش هستم كه عاشق زني در جسم پسري شانزده ساله شدم و اين كاملا منصفانه اس، هري اون دليلي باشه كه من تا ابديت درون جهنم بسوزم. / اقتباسي از لوليتا / TW : فاصله سني زياد Start: 27/07/404 End: Word Count: © : eyasmin
All Rights Reserved
Series

My Writings

  • Boy In The Basement [L.S]
    40 parts
  • 5 parts
  • Me, Myself & Harry! [L.S]
    7 parts
  • Meant To Be Yours [L.S]
    4 parts
  • To The Wilder [L.S]
    5 parts
  • Sad Oriental [Z.M]
    1 part
  • To Blue Bird (Book2) [L.S]
    7 parts
  • Blue Cold Room (Book1) [L.S]
    6 parts
  • Moth Lake [H.S]
    3 parts
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝒍𝒆𝒈𝒆𝒏𝒅 𝒐𝒇 𝒕𝒉𝒆_𝐃𝐄𝐌𝐎𝐍_
  • هم تیمی، Jude & Haaland
  • 𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘
  • 「  ALPHA  」
  • ll KookV ll
  • Silence & shadow| سکوت و سایه
  • My Precious Trust || vkook||
  • Liora│لیورا
  • They𐙚 «Vk/Kv»
  • 𝘚𝘵𝘢𝘨𝘦 𝘗𝘢𝘳𝘵𝘯𝘦𝘳 ᵃᵘ

🔻کاپل‌ها: چانبک، هونهان ♦️ژانر: تریلر، دارک رمنس، انگست، اسمات 🔺نویسنده: golabaton آپ: دوشنبه‌ها برشی از داستان: _بازم جهنمم میشی؟ تا جایی که مثل قبل حتی برام آدمم بکشی؟ پسری که انگشتاش رو با کنجکاوی و لذت توی لاشه‌ی سگی حرکت میداد و جز به جز اعضای حیوان مرده رو چک میکرد در جواب سوال بی احساسش لبخند بامزهای تحویلش داد. جوری که انگار ازش یه شیشه نوتلا خواسته بود دستش رو از جسد حیوان بخت‌ برگشته بیرون کشید و خیره به صورت جدیش خیلی غلیظ و پشت سرهم گفت. _البته...با کمال میل...با لذت... پسر ایستاده بعد تایید سه بخشیش لحظه ای سکوت کرد و شیطنت وار یکی از انگشتای کثیف و خونیش رو به دهن گذاشت و مکید. وقتی خوب تمیزش کرد با چشمهای درخشان و ترسناکش جلو اومد و زیر نگاه سردش سرخوش پلکی بهم کوبید. _مثلا میتونم چشمای ریز و درشت هر کسی رو که بخوای برات در بیارم و به عنوان مزه توی گیلاست بندازم... روانی مو مشکی با زدن لبخند دندون نمایی بقیه‌ی انگشتای خونی و کثیفش رو روی قلب کوبنده اش گذاشت و چنگی به سینه‌ی فشرده‌اش انداخت. _به شرطی که آخرش به عنوان هدیه این قلب کوچولو و نازت رو از سینه ات بیرون بکشم و به یه عروسک بی جون و بغلی تبدیلت کنم...قبوله؟...

More details
WpActionLinkContent Guidelines