Story cover for Shadow Born Curse by WarOfLarries
Shadow Born Curse
  • WpView
    Reads 140
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 13
  • WpView
    Reads 140
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 13
Ongoing, First published Oct 22
در دنیایی که گرگ‌ها زندگی می‌کنن، قوی‌ترین برنده می‌شه؛ نه فقط با پنجه‌هاش، بلکه با زوزه‌ای که دل شب رو می‌لرزونه. اینجا ضعف یعنی مرگ، و اعتماد یه اشتباه کشنده‌ست. هر گرگ یا برای سلطنت زاده شده، یا برای زانو زدن.


𝐍𝐚𝐦𝐞 : 𝐒𝐡𝐚𝐝𝐨𝐰 𝐁𝐨𝐫𝐧 𝐂𝐮𝐫𝐬𝐞
𝐆𝐞𝐧𝐫𝐞 : 𝐑𝐨𝐦𝐚𝐧𝐜𝐞, 𝐀𝐧𝐠𝐬𝐭, 𝐒𝐦𝐮𝐭، 𝐀𝐜𝐭𝐢𝐨𝐧، 𝐒𝐮𝐩𝐞𝐫𝐧𝐚𝐭𝐮𝐫𝐚𝐥، 𝐎𝐦𝐞𝐠𝐚𝐯𝐞𝐫𝐬𝐞
𝐂𝐨𝐮𝐩𝐥𝐞: 𝐖𝐨𝐨𝐬𝐚𝐧, 𝐉𝐨𝐧𝐠𝐒𝐚𝐧𝐠
All Rights Reserved
Sign up to add Shadow Born Curse to your library and receive updates
or
#12jongsang
Content Guidelines
You may also like
Insanity[جنون]   by deniz13851385
84 parts Ongoing
کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 زمان اپ: در هفته [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که مال هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی... ____________________________________ +تو واقعا یه گنده بکی... تا حالا گرگی رو به بزرگی تو ندیدم تهیونگ لبهاش رو به گوش جونگکوک چسبوند و با زمزمه بغل گوشش گفت: ـ ولی با
The red line | خط قرمز  by Unknown_author111
29 parts Ongoing
نام: خط قرمز | The red line کاپل: سپ،تهکوک،نامجین،هوپمین ژانر: تاریخی، عاشقانه، رازآلود خلاصه: اوایل قرن نوزدهم بود و در امتداد شروع یک نسل نوین؛ به خصوص کشور انگلیس که مردمانش با پیشرفت های ناچیز خود را فرهیخته خطاب می‌کردند. حکومت دیکتاتوری حاکم نبود؛ البته برای اکثر مردم. آن دسته‌ی دیگر نیز مورد خشونت زیادی واقع می‌شدند زیرا در آن دوران سلطه هموفوبیک ها در تاریخ به اوج خود رسیده بود‌. در انگلستانِ آن دوران، حکومت سختگیرانه‌ای همه چیز را زیر نظر داشت و کسانی که برخلاف عرفِ غالب قدم برمی‌داشتند، بهای سنگینی می‌پرداختند. یونگی، مأموری که وظیفه اجرای این قوانین سخت را داشت، ناگهان خود را در میان همان افرادی می‌بیند که همیشه تعقیبشان می‌کرد. این برخورد ناخواسته، چالشی عمیق در باورهایش ایجاد میکند و او را وادار می‌کند تا تمام اعتقاداتش را زیر سوال ببرد. آیا در این میان، زمان نادرست است یا انسان‌های اطرافش؟ وضعیت: درحال تایپ
You may also like
Slide 1 of 10
Insanity[جنون]   cover
𝐘𝐨𝐮 𝐒𝐦𝐞𝐥𝐥 𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐒𝐩𝐫𝐢𝐧𝐠  cover
My Half Brother [ برادر ناتنی من ] cover
The red line | خط قرمز  cover
𝐢𝐬𝐨𝐥𝐨𝐩𝐡𝐢𝐥𝐢𝐚 "𝐲𝐨𝐨𝐧𝐦𝐢𝐧&𝐯𝐤𝐨𝐨𝐤" cover
Best friend  𔘏 Woosan  𔘏 cover
𝐑𝐞𝐝 𝐒𝐭𝐚𝐭𝐢𝐜🩸 (𝐖𝐨𝐨𝐬𝐚𝐧) cover
blue hug [Straykids] cover
Drive|ʷᵒᵒˢᵃⁿ  cover
Atonement | جبران   cover

Insanity[جنون]

84 parts Ongoing

کاپل: VKOOK ژانر: امگاوورس_دارک رومنس_اسمات_انگست[کم] +18 زمان اپ: در هفته [خلاصه] جونگکوک تنها پسر پادشاه که زیبایی وقدرتش زبانزد همه بود. یک دو رگه خوناشام و گرگینس که کسی جز خودش و مادرش از این راز خبر نداره اون تمام عمرش رو برای به دست اوردن تخت پادشاهی تلاش کرد و گرگ امگای درونش رو همیشه سرکوب کرده تا هیچکس متوجه نشه اون یه دورگهس.. تهیونگ تنها گرگ آلفای مشکی با چشمای طلایی و قوی ترین الفا در قبیله ی گرگینه هاس کسی جرعت مخالفت یا توانایی مقابله با اون رو نداشت تا اینکه خوناشام ها بهش خیانت میکنن.و با تنها جادوی سیاهی که مال هزاران سال پیش بود قدرتش رو مهر و موم میکنن و سلطنت رو ازش میگیرن. تهیونگ بعد از ازدست دادن خانواده و قدرتش به همراه گرگینه ها به دل جنگلهای تاریکی فرو میره و کم کم فراموش میشه ولی در تاریکی .. ____________________________ +چی ازم میخای؟ _من سر همچیز رقابت میکنم جونگکوک بجز عشق اگه میخای طرف من باشی همیجا منو ببوس منم دنیارو برات به اتیش میکشم! ______________________________ + نمیتونم تاریکی زندگیت رو کم کنم ولی میتونم منم باهات وارد تاریکی بشم تا تنها نباشی... ____________________________________ +تو واقعا یه گنده بکی... تا حالا گرگی رو به بزرگی تو ندیدم تهیونگ لبهاش رو به گوش جونگکوک چسبوند و با زمزمه بغل گوشش گفت: ـ ولی با