Story cover for WENDIGO | VKOOK by toskafic
WENDIGO | VKOOK
  • WpView
    Reads 857
  • WpVote
    Votes 136
  • WpPart
    Parts 3
  • WpView
    Reads 857
  • WpVote
    Votes 136
  • WpPart
    Parts 3
Ongoing, First published Oct 26, 2025
_میزان آسیب رو نمی‌تونی حدس بزنی کارآگاه!
_تو دیوانه‌ای وندیگو.
_آره، دیوانه‌ی تو. مبتلا به جنونِ خون، تماشا کردن خونی‌که عضلاتت رو نقاشی کرده، منو مجنون می‌کنه؛ من شیفته‌ی این‌ هستم‌که بنشینم و دونه به دونه‌ی زخم‌های عمیق بدنت رو لمس کنم و بعد... تو واسم از اینکه چقدر روح و جسمت به خون آغشته‌است، حرف بزنی.


سال ۲۰۳۰؛ سن‌پترزبورگ
ظهور یک شیطان و شروع یک قصه‌ی جنون‌آمیز!
قاتل سریالی به نام "وندیگو" درحالی که سال‌های زیادی در سایه زندگی کرده و در اون تاریکی قدرت گرفته، با شروع به کشتارِ گناهکاران، پا به عرصه‌ی جرم و جنایت می‌ذاره.
قاتلی که وحشت عجیبی رو به دل سیاسیون، مذهبیون، ثروتمندان و گروه‌های جنایت‌کار می‌اندازه... شرِ مطلقی که برای از بین بردن شرارت‌های ریز و درشت افراد جامعه خودش رو نشون می‌ده و نکته‌ی هیجان‌انگیز داستان اینه:«وندیگو کشش عمیق و مرموزی نسبت به کارآگاهِ پرونده‌اش، یعنی جونگکوک جئون داره. کارآگاهی که از جنایت‌های وندیگو بیزار نیست و به دنبال هیجانیه که اون مَرد واسش رقم می‌زنه.»



Writer: Dmitri 
Couple: VKOOK
Tag: Crime, Harsh, Dark Romance, Mafia, Smut
Up: Sunday 

این فیکشن پاورباتمه؛ ولی اخلاق جونگ‌کوکش یه‌لیگِ دیگه‌است.
All Rights Reserved
Sign up to add WENDIGO | VKOOK to your library and receive updates
or
#175مافیایی
Content Guidelines
You may also like
Coshay / نامیرا by rominaromina396
130 parts Ongoing
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  by azin613
43 parts Ongoing
_ لباست رو در بیار جئون. نمیدونست چرا اما دلش میخواست با استاد کیم جوون کل کل کنه. بدون بلند کردن سرش زمزمه کرد. _ اینجا جاش نیست استاد، اما اگه دوست داشتی یه جای بهتر این اجازه رو بهت میدم خودت درشون بیاری. ##### _ یک جای خالی توی قلبت هست، روزی خونه ی من بود. _ قلب من دیگه هیچ جای خالی ای نداره کیم تهیونگ، پر شده از تو... قلب برای منه ولی هر تپش و نبضش برای توئه. #### زندگی یک شوخیه؟ جونگکوک یک پسر بدشانسه که از زمین و زمان براش دردسر میباره، اما کی میدونه شاید بدشانسی کوک دلیل داره. فیک کوکوی اما لقب تهیونگ ددی؟! از عجایب زندگی یک شوخیه (◍•ᴗ•◍) ❤ _ نمیدونم توهُم میبینم یا واقعیت ولی دارم میترسم...میترسم که دوباره از دستش بدم. ♡♡♡♡ Cople: #kookv #yoonmin Genre : #comedy /#fantasy #drama /#smut status: در حال آپ up days: دوشنبه، پنجنبه عضویت در چنل تلگرام از طریق: my_story_robot تمامی شخصیت‌ها، فضاها و مفاهیم این اثر زاده‌ی ذهن و جهان درونی من هستند. هرگونه برداشت، بازآفرینی یا استفاده از آن‌ها بدون ذکر منبع، نه الهام، که خیانت به روح «زندگی یک شوخیه» هستش. کپی داستان ممنوع⛔ این یک بوک ساده استاد و دانشجویی نیست.... پیشنهاد میکنم عمیقتر به متن نگاه کنی کاپل = کوکوی ✓یونمین ✓
You may also like
Slide 1 of 10
EGO cover
 𝙃𝙞𝙙𝙙𝙚𝙣 𝙥𝙪𝙡𝙨𝙚/نبـض پنهــــان  cover
𝑆𝑖𝑙��𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] cover
•• Supreme ••  cover
Teach Me | یادم بده cover
𝗦𝗶𝗻 𝗢𝗳 𝗧𝗼𝘂𝗰𝗵 ⑈𝗩𝗞𝗼𝗼𝗸 ⑈ cover
Coshay / نامیرا cover
His To Ruin | KookV cover
𝐃𝐄𝐀𝐑 𝐌𝐘 cover
𝑳𝒊𝒇𝒆 𝒊𝒔 𝒂 𝒋𝒐𝒌𝒆(𝒌𝒗)  cover

EGO

12 parts Ongoing

ایگو به معنی «خود» گفتی عشق جنگه، پس من چاقو رو تو قلبت فرو کردم تا حسابی خونریزی کنی دلبندم، و با چشمایی که لهجه‌ی بوسه داشتن به تماشای مرگت نشستم. 𖤐⃟🕸️Fɪc: EGO 𖤐⃟🕸️Gᴇɴʀᴇ: Cʀɪᴍɪɴᴀʟ, Rᴏᴍᴀɴᴄᴇ, Aɴɢsᴛ, Smut, 𖤐⃟🕸️Cᴏᴜᴘʟᴇ: CʜᴀɴBᴀᴇᴋ