Story cover for Dear Savior IU | VKOOK by Mamacita_01
Dear Savior IU | VKOOK
  • WpView
    Reads 860
  • WpVote
    Votes 152
  • WpPart
    Parts 11
  • WpHistory
    Time 39m
  • WpView
    Reads 860
  • WpVote
    Votes 152
  • WpPart
    Parts 11
  • WpHistory
    Time 39m
Ongoing, First published Oct 28, 2025
┊Summary: 

 
این‌بار قراره با حال و هوای جزیره‌ی ججو مهمون هاتون باشیم
داستان عاشقانه و پاییزی ای رو دنبال میکنیم که مثلش رو هیچ جا نخوندین :)

"نجات دهنده‌ی عزیز" داستان دو مرده که آشنایی عادی ای باهم ندارن و قرار نیست رابطه‌ی عادی ای هم باهم داشته باشن، اما این مسیر سرنوشتی رو براشون میسازه هیچوقت فکرش رو نمیکردن...

┊Teaser:

_ چرا باید توی این طوفان باهات آشنا میشدم؟
_ چه فرقی داره؟ 
پسر جوان لبخندی زد و زمزمه کرد:
_ تو به آفتاب نیاز داری...
_ نه...آفتابتو برای خودت نگه دار، قبل از اینکه گرفتار ابرهای من بشی...
_ تو...به آفتاب نیاز داری! 

پیج نویسنده: @sylvie_fic

┊Genres: Romance, angst, smut  
┊Couples: vkook ,yeongyu
┊Writers: Sylvie, Amara
┊Up: Sunday, Thursday
Public Domain
Sign up to add Dear Savior IU | VKOOK to your library and receive updates
or
#114تهکوک
Content Guidelines
You may also like
𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃! by lioraxhayra
14 parts Ongoing Mature
❗️🔞این داستان شامل پارت های جنسی و محتوای بزرگسالان و گاهی همجنسگرایی هست🔞❗️ وقتی دو دنیای کاملاً متفاوت به اجبار با هم گره میخورند، جرقه هایی روشن میشود که نه خودشان میخواهند و نه خانواده هایشان... در این میان، کسی هست که آرام، بی صدا و وفادار، از دور نظاره میکند. اما هیچ چیز آنطور که در ظاهر دیده میشود، باقی نمیماند. بعضی لبخندها نقابند. بعضی سکوت ها، حرف دارند. و این بازی، تازه شروع شده... بخشی از داستان: ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ -جونگکوک چقدر میتونه خود واقعیش رو پشت نقاب قایم کنه؟ _هر چقدر فاصلشون کمتر بشه این نقاب هم پایین تر میره و اونجاست که منافعتون به خطر میوفته +اگه این باعث خراب شدن همه چیز میشه خب چه بهتر که زودتر اتفاق بیوفته ~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~•~ ژانر: عاشقانه،اسمات،درام،کمدی کاپل: ا/ت ، جونگکوک ، تهیونگ نویسنده: Liora
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 by MaHoBarooN
82 parts Ongoing Mature
در بلندترین آسمان‌خراشِ یکی از بزرگ‌ترین هتل‌های زنجیره‌ای جهان، مردی ایستاده که روزنامه‌ها بهش لقب «جوان‌ترین امپراطور» رو دادن. رئیس ۳۰ ساله‌ی استریت و دامیننتی که با یک نگاه قرارداد می‌بنده... و با یک کلمه دل می‌شکنه. اما بین هزاران کارمند، فقط یک نفر در برابرش سر خم نمی‌کنه... پسری ۲۱ ساله که اومده بود آینده بسازه، نه تو آینده‌ی رئیسش جایی داشته باشه. کسی نمی‌دونست همین پسر، روزی مردی رو به زانو درمیاره که همه ازش حساب می‌بردن. «هتل مهتاب» عاشقانه‌ای واقع‌گرایانه، پر تب و تاب و ممنوعه از دنیای تهکوک. " تا وقتی این رابطه تموم نشده، مرگ هم می‌تونه بخشی از بازی باشه!" ژانر: درام | رمنس | انگست | اسمات | واقع‌گرایانه __________ ⚠️ This is the Persian version of the story. English version will be published soon on my profile. __________ This is a fanfiction story. Characters belong to their original owners. (This work is created for entertainment purposes only and is not for commercial use.)
You may also like
Slide 1 of 9
THE RIFT | KOOKV cover
𝐍𝐨𝐭 𝐦𝐲 𝐭𝐲𝐩𝐞 𝐛𝐮𝐭 𝐦𝐲 𝐇𝐔𝐒𝐁𝐀𝐍𝐃! cover
𝑱𝒖𝒔𝒕 𝑶𝒏𝒆 𝑫𝒂𝒚 | 𝑯𝒐𝒑𝒆𝒈𝒊 cover
ittotl | vkook" cover
𝗛𝗨𝗡𝗧𝗘𝗥 | هـانتـ‌ر cover
𝕹𝖎𝖌𝖍𝖙𝖒𝖆𝖗𝖊༺ cover
𝘿𝙚𝙖𝙩𝙝 𝙆𝙞𝙨𝙨 | 𝘺𝘰𝘰𝘯𝘮𝘪𝘯 cover
𝐛𝐨𝐫𝐧 𝐨𝐟 𝐟𝐢𝐫𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐅𝐫𝐨𝐬𝐭 || زاده اتش cover
MooNlight Hotel - هتل‌مهتـاب 🌖 ⃤🌱 cover

THE RIFT | KOOKV

8 parts Ongoing

هیچ‌وقت فکر نمی‌کرد بارون می‌تونه این‌قدر سنگین باشه. سنگین‌تر از کارایی که روی دوشش بود، سنگین‌تر از نگاه‌های سرد بابا، حتی سنگین‌تر از سکوت مامان. جونگکوک، همیشه مجبور بود قوی باشه؛ واسه خونه، واسه مامان، واسه جی‌هون... واسه مین‌سو. ولی وقتی پای نیویورک وسط اومد، همه‌چی تغییر کرد. فکر می‌کرد فقط داره خواهرشو همراهی می‌کنه تا رویاشو پیدا کنه. اما هیچ‌کس نگفت اون سفر، زندگیش به جهنمی می‌کشونه که راه برگشتی نداره. هیچ‌کس نگفت بهای رویاها می‌تونه مرگ باشه. ژانر: درام، معمایی/جنایی، روان‌شناختی، تزاژدی، اجتماعی، اسمات، رومنس