His eyes

His eyes

  • WpView
    LECTURAS 90
  • WpVote
    Votos 7
  • WpPart
    Partes 4
WpMetadataReadConcluida vie, oct 31, 2025
تهیونگ زمانی رو به یاد آورد که پسرش با شوق فرم نظام‌وظیفه رو پیشش آورد. زمانی که سه سال از اعترافشون می‌گذشت و حالا نوبت انجام وظیفه‌ی اجباری بود. قرارشون این بود که باهم باشن؛ اما مرکز وظیفه‌ی جونگ‌کوک به مرز شمالی فرستاده شد و تهیونگ به خدمات اجتماعی در دگو رفت. GENRE: Romance, Angst یه سناریو کوتاه:)
Todos los derechos reservados
#671
jungkook
WpChevronRight
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • My Precious Trust || vkook|| Sezon1
  • fₒᵣcₑd ₘₐᵣᵣᵢₐgₑ:ازدواج اجباری💍🔇
  • NEXUS | VKook
  • ❌ دلبـــر  ❌
  • THE SECRET HUSBAND
  • 𖢏 mistress of the devil 𖢏
  • Rose and whiskey🥃
  • My Sin
  • harpy's prince

ژانر:(رومنس_معمایی_اسمات🔞) #هپی_اند🫰 ✦ 𝖢𝗈𝗎𝗉𝗅𝖾: Vkook, secret, (a little verse) ✧ 𝖦𝖾𝗇𝗋𝖾:Dark romance, smut🔞 ✦ 𝖶𝗋𝗂𝗍𝖾𝗋: sarah🦋 جونگکوک پسری از یه خانواده متمول و سختگیر که رویای رفتن به آمریکا رو داره... دست تقدیر اونو با مردی آشنا میکنه که زندگیشو به کلی دچار تغییرات غیرقابل بازگشت میکنه.... " هیچکس جز خودم حق نداره حتی وقتی قبل از مرگت دست و پا میزنی لمست کنه جونگکوک یا اون خون کثیفی که ازت میریزه رو ببینه..." " باشه ولی حق با تو بود تهیونگ آدم حاضره بخاطر بچه اش هرکاری بکنه" +"نگران هرچیزی باش جونگکوک جز من..." +"پدر تو شاید دورترین دشمن من بشه... ولی دشمن های اصلی من همیشه از رگ گردنم به من نزدیک تر بودن... کسایی که خواستن منو زمین بزنن همیشه در نزدیک ترین فاصله ی ممکن به من قرار داشتن یا هم خون ام بودن... یا هم خونه ام.... چنل تلگرام : @taehkook_fiction

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido