Story cover for Tony Stark's last lesson ( آخرین درس تونی استارک) by Emmanuel_kvn
Tony Stark's last lesson ( آخرین درس تونی استارک)
  • WpView
    Reads 17
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 2
  • WpView
    Reads 17
  • WpVote
    Votes 6
  • WpPart
    Parts 2
Ongoing, First published Nov 03
فف ترجمه شده 
منبع : واتپد
«هی، بچه!» تونی صدا زد، لحنش جایی میان شوخی و دل‌سوزی بود.
«اگه بیشتر از این اخم کنی، همون‌طوری می‌مونه رو صورتت. باور کن، تجربه‌شو دارم... قشنگ نیست، اصلاً!»

پیتر از روی دفترش سر بلند کرد، کمی جا خورد.
«ببخشید آقای استارک، فقط... دارم سعی می‌کنم این مسئله‌ی کوانتوم رو حل کنم. فکر می‌کردم MIT قراره یه شروع آروم داشته باشه، نه اینکه از همون روز اول بندازنمون ته دریا!»

تونی لبخند کجی زد، چشم‌هاش برق افتخار و شیطنت داشت.
«MIT و آسونی؟ همچین ترکیبی وجود نداره، بچه‌ی عنکبوتی! ولی تو بلدی چی‌کار کنی. اگه یکی بتونه گربه‌ی شرودینگر رو از قفس دربیاره، اون تویی.»

پیتر خندید؛ هنوز هم از اون لقب خجالت می‌کشید، حتی بعد از این‌همه وقت.
«مرسی، ولی راستش، ترجیح می‌دم یه عنکبوت رادیواکتیو دیگه نیشم بزنه تا اینکه بازم بشینم این تمرین لعنتی رو حل کنم!»

تونی لبخند زد، همون لبخند خاصی که نصفش شوخ‌طبعی بود و نصف دیگه‌ش افتخار.
«حالا شد حرف حساب. برو پسر، ذهنت از منم سریع‌تر کار می‌کنه، فقط باید بهش اعتماد کنی.»

پیتر نگاهش کرد، لبخندی زد که خستگی تهش معلوم بود.
«باشه، آقای استارک... فقط اگه گربه‌ی شرودینگر زنده بود، احتمالاً خودش هم از این مسئله فرار می‌کرد.»

تونی خندید، سری تکان داد و زی
All Rights Reserved
Sign up to add Tony Stark's last lesson ( آخرین درس تونی استارک) to your library and receive updates
or
#131fanfiction
Content Guidelines
You may also like
Extinct | namjin by artonis02
80 parts Ongoing
با انقراض ناگهانی یه گونه ی جنگجو، گرگینه ها جنگ و به جادوگرا باختن و برای همیشه به جهان انسانا تبعید شدن. اونا زندگی جدیدی رو شروع کردن که توش خون و رده، قدرت واقعی هرکس بود. همه آروم آروم فراموش کردن که چطور یه زمانی با جادوگرا میجنگیدن، و زیر لایه ی نازک صلح نظم شکننده شون و ساختن. البته این تا زمانی بود که کیم سوکجین متولد نشده بود. اون قرار بود یه آلفای خون خالص باشه. وارث خاندان بزرگ و باستانی کیم. ولی هیچ چیز طبق نقشه پیش نرفت. حالا اون همون هیولایی بود که از وسط کوه یخ زنده درش اورده بودن و قرار بود صلح و زیر پاش خرد کنه. خب دوستان این فیک در ظاهر باید نامجین باشه ولی به معنای واقعی کلمه راجب هر سه زوجه (زوج اصلی چی هست اصلا) در کلام ساده شما سه تا داستان مرتبط باهم و میخونین که همه یک ماجرا رو پیش میبرن به اطلاعات دقت کنین چون بدون دلیل نیومدن (بعد نگین نگفتی😁) ماجرا ممکنه تا پارت هیجده یکم لایت باشه چون ارتباطات تازه داره شکل میگیره ولی بعدش سرعت فیک به شدت بالا می‌ره قبل اسمات ها هشدار میدم که اگه نمیخواین نخونین 🔞 Couples: +Namjin +Yoonmin +Vkook/ Kookv
You may also like
Slide 1 of 10
𝑂𝑛𝑒 𝑊𝑒𝑒𝑘. cover
𝖪𝗂𝗌𝗌 𝖳𝗁𝖾 𝖯𝗌𝗒𝖼𝗁𝗈 𖦹 𝖪𝖵 cover
Kamomiru | kookv cover
Deadly human weapon
 cover
𝗔𝗞𝗢𝗬𝗔 ᵛᵏ cover
𝐂𝐀𝐋𝐈𝐆𝐎 *ᴠᴋᴏᴏᴋ* cover
Extinct | namjin cover
I NEED YOU cover
Ribochka | ریبوچکا  cover
.⋆𝐁𝐓𝐒 𝐈𝐦𝐚𝐠𝐢𝐧𝐞  cover

𝑂𝑛𝑒 𝑊𝑒𝑒𝑘.

9 parts Complete

[Completed] ساعت دوازده شب بود و آرزو کردم، کاش دوباره عاشقم می‌شدی.. ____________________ "بیا جدا شیم.. من یکی رو دیدم.. و اون.. از تو بهتر بود" "فقط یک هفته بهم وقت بده" - مینی فیک - 🤍کاپل اصلی : کوکوی 🤍ژانر : انگست ، رمنس ، تراژدی 🤍Start : [00/2/11 , 16:2] 🤍End : [00/3/31 , 18:24] ©️The base of This beautiful story belongs to : scarlet_sunset ☁️✨ امیدوارم دوستش داشته باشید 🎐🤍 -Edited -Major character death!