
جیمین خوناشام بی قدرت و ترد شده که با برادرش جونگکوک و دوستش جین زندگی میکنه. جیمین زندگی خوبی داره ولی وقتی وارد شرکت RSJ میشه زندگیش زیرو رو میشه میفهمه جفتش ی گرگینه ست ولی نه هر گرگینه ای اون پادشاه گرگینه هاست و رئیس باند بزرگ آسیا و اروپاست، ولی جیمین از گرگینه ها متنفره همه ی خوناشاما از گرگینه ها متنفرن اما این تنفر تا کی بین خوناشاما و گرگینه ها ادامه داره... آیا بینشون جنگ میشه یا صلح. و بین این همه ماجرا جیمین قدرتاشو پیدا میکنه نه هر قدرتی...All Rights Reserved