wounded moon🌑💔

wounded moon🌑💔

  • WpView
    LECTURAS 10
  • WpVote
    Votos 2
  • WpPart
    Partes 1
WpMetadataReadContinúa
WpMetadataNoticeÚltima publicación jue, nov 6, 2025
WpInfo
Ficción
Paranormal
🌙 خنده بهترین نقاب برای پنهون کردن درده. اما وقتی نقاب به چهره‌ات بچسبه، دیگر نمی‌دونی خودت کی هستی. می‌گن ماه همیشه زیباست، اما هیچ‌کس نمی‌بینه چطور شب به شب زخمش عمیق‌تر می‌شه. اون هم مثل ماه بود... آروم می‌درخشید، و هیچ‌کس نمی‌دونست پشت اون نور آروم، چقدر زخم جا خوش کرده. اون یاد گرفته بود چطور ناراحتیش رو پنهون کنه. چطور اشک‌هاش رو پشت خنده‌هاش دفن کنه. و چطور با زخم های درونش زندگی کنه. تا روزی که دو نگاه مسیرش را تغییر داد. دو نفری که زخم‌هایش رو دیدند، نه لبخندش رو و ماه، لبخند زد؛ چون می‌دونست وقت آشکار شدن دردهاست. حتی نوری که از دور آروم به نظر می‌رسه، می‌تواند از دل تاریکی بسوزه... این داستانِ دختریه که لبخند می‌زنه تا زنده بمونه و دو قلبی که باید یاد می‌گرفتند، چطور با ماهی که زخمیه... عاشق شن.
Todos los derechos reservados
Únete a la comunidad narrativa más grandeObtén recomendaciones personalizadas de historias, guarda tus favoritas en tu biblioteca, y comenta y vota para hacer crecer tu comunidad.
Illustration

Quizás también te guste

  • ♨My Hope_Vkook♨
  • It's my baby
  • 𝐓𝐡𝐞 𝐍𝐨𝐭𝐞𝐁𝐨𝐨𝐤
  • 𝓜𝔂 𝓢𝔀𝓮𝓮𝓽 𝓛𝓸𝓿𝓮 𝓢𝓽𝓸𝓻𝔂  🌙
  • My silver omega/Minsung
  • نفرین شیرین
  • Forgive Me
  • °Endless love ~ عشق بی‌پایان°
  • Hope (Complete)

[امید من] جونگ کوک فقط میخواست داخل اتاق کار هیونگش رو بگرده... نمیدونست قراره وارد وبتون مشهور مای هوپ بشه که هوسوک هیونگش نویسنده اش بود و از قضا امگاورس بود. اون یه بُعد دیگه بود؟؟ Couple:VKOOK 🍫 وضعیت: پایان یافته.

Más detalles
WpActionLinkPautas de Contenido