
اگه از کیم تهیونگِ آلفا میپرسیدن توی زندگیت از چه چیزهایی متنفری اون یه لیست ردیف میکرد که توی سطرش سه اسم قرار داشت؛ شناکردن؛ بستنی نعنایی و جئون میونگ. هرچند پسر بیچاره هیچوقت تصورش رو نمیکرد که الههی ماه چه برنامهی وحشتناکی براش در نظر گرفته و قراره چشمهاش رو درحالی باز کنه که، توی جسم نامزد، بزرگترین دشمنش تناسخ پیدا کرده! «نمیدونم چه مرگت شده که تا این حد دل و جرئت پیدا کردی؛ از امگاهای سرکش و تخس خوشم میاد ولی فقط توی تخت! یکبار برای همیشه این رو بفهم تهیونگ، تو نامزد و امگای منی، امگای جئون جونگکوک؛ خودکشی یا فرارکردن باعث نمیشه از دستم نجات پیدا کنی؛ فهمیدی؟!»All Rights Reserved