The NEXUS

The NEXUS

  • WpView
    Reads 315
  • WpVote
    Votes 35
  • WpPart
    Parts 3
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Jun 2, 2026
نتیجه‌ی یه گروگان‌گیری اشتباه، توی بدترین برهه‌ی زمانی ممکن، برای رئیس باند تازه‌‌تاسیس اما موفق هانتر چی می‌تونه باشه؟ تنبیه؟ شکنجه؟ قتل؟ هیچ‌کس نمی‌دونه؛ نه تا وقتی که گروگان، تخس‌ترین امگای باهوش قرن باشه. -تو کی هستی؟ +شما منو دزدیدید و اطلاعاتمو از خودم می‌پرسید؟ می‌خوای کدملی ننه‌جونم هم بدم؟ -مزه نریز. +تنها چیزی که من می‌ریزم، زبونه. اونم برای آلفاهای خوشگل. با لحن تحریک‌کننده‌ای گفت و آلفا ابرویی بالا انداخت. امگا بعد از زبون‌زدن به لب پایینش، با چشم‌های بی‌پرواش سرتاپای مرد رو از نظر گذروند و با ثابت نگه‌داشتن چشم‌هاش روی پایین‌تنه‌ی مرد، با مچاله‌کردن صورتش و تاخیر جواب داد: - که فکر نکنم تو جزوشون باشی. ببینم گفتی چند سانت بود؟ و بوم. تحمل این امگا تا همین‌جا، بس بود. همین‌طور هم می‌شد اگر اون حمله، اون شب و همزمان با پریدن پلک مرد، رخ نمی‌داد.
All Rights Reserved
#3
اکشن
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • CRIMSON :  𝓀𝓸𝓸𝓴𝓋
  • котёнок
  • •• Supreme ••
  • StoryVault
  • Intangible |نامرئی
  • AlmostNever
  • 𝖬𝖺𝗀𝗂𝖼 𝖮𝖿 𝖫𝗂𝖻𝗋𝖺𝗋𝗒 ✔︎「KV」
  • 𝙱𝙻𝙾𝙾𝙳 𝙰𝙽𝙳 𝙻𝙾𝚅𝙴..
  • False Face (kookv)
  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ

عنوان :کریمسون نویسنده:stiles برشی از داستان:گاهی انگار همه‌چیز درست بود... گاهی انگار اصلاً وجود نداشت. گاهی صداها توی سرم خاموش نمی‌شدن. گاهی واقعیت خیلی دور به نظر می‌رسید. او همیشه آن‌جا بود - ساکت، آرام، درست همان‌طور که باید باشد. نگاهش، صدایش، حضورش... همه‌چیز درست بود. فقط گاهی... چیزی ته ذهنم می‌گفت باید نگران باشم. ما عاشق نبودیم. یا شاید بودیم. بعضی رابطه‌ها شبیه زخم‌ان؛ باز نمی‌شن، فقط می‌سوزن. کریمسون، داستانی‌ست از احساسی که آرام‌آرام شکل می‌گیرد، ذهنی که آرام‌آرام فرو می‌پاشد، و حقیقتی که هرگز بیان نمی‌شود.

More details
WpActionLinkContent Guidelines