
نتیجهی یه گروگانگیری اشتباه، توی بدترین برهه ی زمانی ممکن، برای رئیس باند تازهتاسیس اما موفق هانتر چی میتونه باشه؟ تنبیه؟ شکنجه؟ قتل؟ هیچکس نمیدونه؛ نه تا وقتی که گروگان، تخسترین امگای باهوش قرن باشه. -تو کی هستی؟ +شما منو دزدیدید و اطلاعاتمو از خودم میپرسید؟ میخوای کدملی ننهجونم هم بدم؟ -مزه نریز. +تنها چیزی که من میریزم، زبونه. اونم برای آلفاهای خوشگل. آلفا ابرویی بالا انداخت که امگا با نگاه خریدارانهای به سرتاپای مرد و ثابت نگهداشتن چشمهاش روی پایینتنهاش، با تاخیر جواب داد: +که فکر نمیکنم تو جزوشون باشی. ببینم گفتی چند سانت بود؟ و بوم. تحمل این امگا تا همینجا، بس بود. همینطور هم میشد اگر اون حمله، اون شب و همزمان با پریدن پلک مرد، رخ نمیداد.Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang