Kami telah memperbarui Pedoman Konten kami.
Tinjau pedoman terbaru untuk terus berbagi cerita dengan aman.
Two sides of me

Two sides of me

  • WpView
    Membaca 77
  • WpVote
    Vote 16
  • WpPart
    Bab 4
WpMetadataReadDewasaBersambung
WpMetadataNoticePublikasi terakhir Sab, Agt 15, 2026
WpInfo
Fiksi Penggemar
Stray Kids
Band dan Grup Musik
K-pop
Fiksi Sejarah
ᨔ Name: Two sides of me ᨔ Couples: Chanho, Hyunsung ᨔ Genres: Reincarnation, Romance, Angst ᨔ Author: Respina ᨔ Upload day: Saturday اگه سرنوشت، فرصت دوباره‌ای به عشق بده، آیا این بار پایانش تغییر می‌کنه؟ دو غریبه با خواب‌هایی که به اون‌ها تعلق ندارن، خاطراتی که هر شب جون می‌گیرن و احساسی آشنا نسبت به کسی که هرگز ندیدن، دوباره روبه‌روی هم قرار می‌گیرن. وقتی مسیرشون به هم گره می‌خوره، فقط یه چیز معلومه؛‌ بعضی سرنوشت‌ها با مرگ تموم نمی‌شن. اما آیا زندگی دوم، برای جبران گذشته‌ست یا فقط فرصتیه برای تکرار همون دردها؟ چان و مینهو هرچی بیشتر دنبال حقیقت می‌گردن، بیشتر توی سرنوشتی گیر میفتن که از قرن‌ها پیش براشون نوشته شده. ممکنه زندگی دوم فقط ادامه‌ی اشتباهات زندگی اول باشه؟ یا این که این بار می‌تونن پایان داستانشون رو عوض کنن؟
Seluruh Hak Cipta Dilindungi Undang-Undang
Bergabunglah dengan komunitas bercerita terbesarDapatkan rekomendasi cerita yang dipersonalisasi, simpan cerita favoritmu ke perpustakaan, dan berikan komentar serta vote untuk membangun komunitasmu.
Illustration

anda mungkin juga menyukai

  • The Scales of Balance[دو سوی ترازو]
  • Losers Club[hyunlix]
  • Silence
  • Blockade | محاصره
  • His To Ruin | KookV
  • Us for Us
  • 665,666,667 °To Numbers Life Is Nothing|°
  • Hex City[هِکس سیتی]
  • •𝐆𝐫𝐚𝐲 𝐃𝐢𝐚𝗺𝗼𝐧𝐝•ᵛᵏᵒᵒᵏ

زمانی که چرخه‌ی گرگ‌ها به همین منوال می‌گذشت، همه‌چیز جایگاه مشخصی داشت. امگاها زیر سلطه‌ی بتاها و آلفاها بودند. بتاها از آلفاها فرمان می‌بردند. آلفاها در برابر آلفاهای خون‌خالص سر خم می‌کردند. و آلفاهای خون‌خالص، تنها در برابر انیگماها زانو می‌زدند. نظم جهان کامل به نظر می‌رسید؛ نظمی که قرن‌ها پابرجا مانده بود. اما الهه‌ی ماه انگار از سکون خوشش نمی‌آمد. برای نخستین بار در تاریخ گرگ‌ها، یک انیگما و یک خون‌خالص با یکدیگر پیوند جفتی بستند؛ دو مرد که هرگز قرار نبود بتوانند فرزندی داشته باشند. با این حال، الهه‌ی ماه قوانین خود را شکست. و آن‌گاه معجزه‌ای رخ داد. یک خون‌خالص مرد باردار شد. ماه‌ها بعد، کودکی پا به دنیا گذاشت که قدرتش فراتر از هر آن چیزی بود که گرگ‌ها تاکنون دیده بودند؛ موجودی که حتی نامش زمزمه‌ی ترس را در دل قدرتمندترین‌ها می‌انداخت. اما قدرتی چنین عظیم، تعادل جهان را برهم می‌زد. و الهه‌ی ماه بهتر از هر کس می‌دانست که هیچ کفه‌ای از ترازو نباید سنگین‌تر از دیگری باشد. پس در نقطه‌ای دیگر از جهان، سرنوشت نخ دیگری بافت. از پیوند یک آلفای معمولی و یک امگای خون‌خالص، پسری متولد شد؛ پسری که گویی هرگز قرار نبود به این دنیا قدم بگذارد. پسری که نه کاملاً آلفا بود و نه امگ

Detail lengkap
WpActionLinkPanduan Muatan