Story cover for KIM's Pack by joha_rm
KIM's Pack
  • WpView
    Reads 712
  • WpVote
    Votes 146
  • WpPart
    Parts 8
  • WpView
    Reads 712
  • WpVote
    Votes 146
  • WpPart
    Parts 8
Ongoing, First published Nov 26, 2025
جونگکوک و یونگی دوتا امگای کیوتن که مثل برادر توی یه اتاق مشترک توی سازمانی که وظیفش نگه داری از امگاهای پی سرپرسته زندگی میکنن...چی میشه اگه کیم نامجون بخواد برای پکش امگا بیاره و با این دوتا کیوتی اشنا بشه؟
All Rights Reserved
Sign up to add KIM's Pack to your library and receive updates
or
#1seven
Content Guidelines
You may also like
Coshay / نامیرا by rominaromina396
130 parts Ongoing
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
You may also like
Slide 1 of 8
[Rumination] cover
red lips cover
MISTAKE cover
Wild for you cover
Taste Like Honey cover
REVENGE cover
Coshay / نامیرا cover
Lovelorn  cover

[Rumination]

28 parts Ongoing

مادرش گفت «هیچ آدمی هیچ وقت عاشقت نمی‌شه بکهیون» «بکهیون اون موقع که دنیا می‌خواست مانعت بشه، بخاطر موسیقی با همه جنگیدی. الان که همه بخاطرت می‌جنگن، خودت جلوی خودت رو می‌گیری؟» نشخوار: هر تفنگی که روی استیج می‌درخشه، یه جایی، یه لحظه‌ای به چیزی شلیک می‌کنه. اواخر قرن بیست و دو، یک صده بعد از پایان حکومت انسانی، تو دنیایی که آواز برای آدمیزاد غیرقانونیه چانیول فقط بخاطر یه رویا زندگی می‌کنه: موسیقی. قبل از اینکه پاش به استیج برسه به جنایتی که سالها قبل از تولدش رخ داده باز می‌شه؛ به مفقودی الهه‌ی استیج، به مرگ پارک بکهیون. "به دنیای جوییدن فکرها خوش‌ امدید." کاپل: چانبک، هونهان، تهکوک ژانر: رمنس، جنایی، خوناشام، اروتیک، رازآلود، دیستوپیا، انگست. *این داستان نمادین می‌باشد* [از دشت درخت‌های کریسمس]