Story cover for One-Shots Collection | Drarry by Lost_InMoonlight
One-Shots Collection | Drarry
  • WpView
    Reads 260
  • WpVote
    Votes 61
  • WpPart
    Parts 6
  • WpView
    Reads 260
  • WpVote
    Votes 61
  • WpPart
    Parts 6
Ongoing, First published Nov 28, 2025
___________________________________________ 
‌
در این مجموعه، هر وان‌شات پنجره‌ای‌ست کوتاه به دنیای هری و دراکو؛
روایت‌هایی از انتخاب‌ها، اشتیاق‌ها و لحظه‌هایی که نادیده می‌مانند.
قصه‌هایی که در سکوت‌های ناگفته و در مرز میان عشق و فقدان شکل می‌گیرند؛
جایی که دو روح خسته حقیقتشان را پنهانی فریاد می‌زنند،
و هر کدام یک داستان، یک حس، یک تجربه. 
‌
___________________________________________ 
‌
"Sᴏᴍᴇᴛɪᴍᴇs ᴀɴ ᴜɴsᴘᴏᴋᴇɴ sᴇɴᴛᴇɴᴄᴇ,
ᴀɴ ᴜɴғɪɴɪsʜᴇᴅ ᴛᴏᴜᴄʜ, ᴏʀ ᴀ ʀᴇᴄᴜʀʀɪɴɢ ᴅʀᴇᴀᴍ ʟɪɴɢᴇʀs ʟᴏɴɢᴇʀ ᴛʜᴀɴ ᴇxᴘᴇᴄᴛᴇᴅ,
ǫᴜɪᴇᴛʟʏ ʀᴇsʜᴀᴘɪɴɢ ᴀɴ ᴇɴᴛɪʀᴇ ʟɪғᴇ."



‌

--وان‌شات‌های Drarry
--با حال‌و‌هوای متنوع؛ از لطیف تا سنگین، از آروم تا عمیق.
-- لحظه‌هایی که میان سکوت و سقوط معلق‌ان.
--امیدوارم لذت ببرین~





ツ
All Rights Reserved
Sign up to add One-Shots Collection | Drarry to your library and receive updates
or
#28drarry
Content Guidelines
You may also like
Coshay / نامیرا by rominaromina396
130 parts Ongoing
پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع
You may also like
Slide 1 of 10
Coshay / نامیرا cover
kids [Z.M] cover
𝑆𝑖𝑙𝑣𝑒𝑟 𝐿𝑖𝑛𝑖𝑛𝑔𝑠 𝑃𝑙𝑎𝑦𝑏𝑜𝑜𝑘[ᵏᵒᵒᵏᵛ] cover
 i miss you cover
ʀᴀʙʙɪᴛ_drarry cover
Drarry Oneshots [Persian Translation] cover
 𝘐 𝘴𝘸𝘦𝘢𝘳 𝘐 𝘥𝘪𝘥𝘯'𝘵 𝙙�𝙞𝙚 "sunki" cover
the four months cover
Strange [Drarry Persian Translation] cover
Skating at Midnight [Drarry] [Persian Translation] cover

Coshay / نامیرا

130 parts Ongoing

پایان یافته 🔥 بخشی از داستان : کای کنجکاو روی صورت سرخ اپاش خم شد " خب ...بقیش ؟ جیمین چونشو به زانوش تکیه داد و این بار به چشمای براق بچه هاش خیره شد " من ...من فرار کردم ... چشمای همشون در کسری از ثانیه گرد شد سوهو بهت زده دهنش باز موند " چکار کردی اپا ؟؟ با این که وضعیتتو میدونستی..میدونستی اگر پیدات کنن بدبخت میشی !!! با این حال فرار کردی ؟؟؟ کجا ؟ چطوری ؟ چراااا؟؟؟ جیمین لبشو گزید .."من ..من واقعا دوست داشتم... دوباره اونا رو ملاقات کنم ..من ...خسته شده بودم از ۱۶ سال تنهایی.. . . . کاپل " فورسام یونمینکوکوی ،🙈 خانوادگی،🔥 روزمرگی🙂، امگاورش😈، کمدی و تراژدی ، 🤣😭امپرگ، 🫡هیجانی 🤚🏻 . . . " پنج یا شیش تا خاندان بودن جاودانه و همراه با نیرو های عجیب ... با هم رابطه خوبی داشتن و بین مردم عادی زندگی میکردن ...!! همه بزرگ خاندان ها با هم دوست بودن .... و پدر من و پدر ...پدراتون ..با هم برادر بودن ... همشون نسبتا زندگی خوبی داشتن تا این که من به دنیا اومدم ... امگا خون خالص زاده شده از دو والد آلفا... خون من ..میتونست انسان های عادی رو جاودان کنه ... چیزی که تا قبل اصلا وجود نداشت و احتمال به وجود اومدنش از دو والد آلفا زیر ده درصد بود . چشمای همشون گرد شد . جیمین پاهاشو توی شکمش جمع کرد و غمگین به زمین خیره شد " کم کم این موضوع