Story cover for  BLACK SUN by skz_chani_11
BLACK SUN
  • WpView
    Reads 86
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 10
  • WpView
    Reads 86
  • WpVote
    Votes 23
  • WpPart
    Parts 10
Ongoing, First published Nov 29, 2025
✔️ مافیایی
✔️ درام سنگین
✔️ غمگین / تراژدی
✔️ عاشقانه تاریک
✔️ Mystery (اشاره‌های پنهان، رازهای ناگفته)
✔️ Flashback Structure
All Rights Reserved
Sign up to add BLACK SUN to your library and receive updates
or
Content Guidelines
You may also like
*<هزارتو>* by sara2007sk
41 parts Complete
جیمین:میدونی معلممون استعفا داده؟ برگشتم سمتش. یونگی:چرا؟ جیمین:باید از آپات بپرسی. با بیاد اوردن اتفاقات ديروز دستمو به پیشونیم کوبوندم ‌. یونگی:اخراجش کردن؟ جیمین: نه. ولی دیگه جرات نداشت با پسر یکی از ماهر ترین مافیا های جهان در بیفته. اداشو دراوردم‌. یونگی:ولی من اصلا نمیتونم مثل آپا باشم. جیمین:تو دیوونه ای یونگی.معلومه که نمیتونی مثل اون باشی‌. لبخندی به حرف دلگرم کنندش زدم جیمین:تو باید بهتر از اون بشی رفیق.. لبخندم جمع کردم‌. یونگی:فاک یو جیمین. جیمین: به من چه‌.از وقتی پاتو تو این مدرسه گذاشتی همه معلما ازت فرار میکنن. یونگی:یعنی اینقدر ترسناکم؟ سرمو انداختم پایین. آبوجی واقعا آدم ترسناکی بود ولی من مثل اون نبودم.خیلی سعی کرده بود منم مثل خودش کنه ولی همچنان موفق نبود.من دلم نمیخواست مثل اون بشم. با صدای در همه سریعا بلند شدیم. به کسی که همراه مدیر وارد کلاس شده بود نگاه کردم.نگاه تمام کلاس رو هیکل و صورت بی نقصش بود.درست مثل تابلو نقاشیی بود که با کلی ظرافت کشیده شده بود...... کاپل اصلی => تهگی کاپل فرعی=> کوکگی. هوپمین. نامجین. کوکجین. تهگی(تاپ :تهیونگ ) (باتم: یونگی) کوکگی(تاپ: جانگکوک) (باتم:یونگی) هوپمین(تاپ: هوسوک) (باتم:جیمین) نامجین(تاپ:نامجون) (باتم:جین) کوکجین(تاپ : جانگکوک) (باتم:جین)
Oath of Silence  by insomnia28fic
6 parts Ongoing
Genre : Omegaverse , historical, romance, mpreg, military Couple: chanmin , han lee(minsung , hon top ) 2min , secret داستان من بین سال‌های ۱۹۴۱ تا پایان جنگ جهانی دوم اتفاق می‌افته. اون زمان،کره‌ جنوبی تحت اشغال ژاپن بود. مردم اجازه‌ی استفاده از زبان کره‌ای نداشتن، اسم‌هاشونو ژاپنی می‌کردن، و همه چیز زیر کنترل مستقیم ارتش بود و ممکنه در فیک با اسامی ژاپنی مواجه بشید که در پارت اطلاعات گفته میشه. با شروع جنگ، دولت ژاپن، آلفاهای کره‌ای رو برای حمایت از ارتش به جبهه فرستاد. تمام آلفا ها اعم از زن و مرد مجبور به حضور در جبهه ی جنگ بودن. همه اجبارا سوگند سکوت خورده و توان مقابله نداشتن. داستان من واقعی نیست ولی از واقعیت تلخ الهام گرفته شده. سونگمین یه امگاست که نامزد مینهو بوده و در چاپخانه ای کار میکنه ،با شروع جنگ و اوج گرفتن درگیری ها، دولت ژاپن آلفاهای کره ای رو به جنگ میفرسته و مینهو هم از این قاعده مستثنی نیست. پس سونگمین رو بدست چان میسپره و به جنگ با دشمن میره. آخرین دیدار این زوج در کنار قطار اتفاق میوفته و دیگه هم و نمیبینن
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  by purple-prince
22 parts Ongoing
نام:𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙🐠💫 کاپل اصلی:کوکمین کاپل فرعی: نامجین عشق بین گروگان و گروگانگیر❤ 💦🔞اسمات مثل همیشه بخش اصلی و جذاب فیک منه💦🔞 ادیت لازم در پارت های اولیه.... 😅😶 پسرک با بغض لب زد: مردن ترس داره؟! تنها پسر سیاه پوش تو اون اتاق تاریک و نمور پوزخندی زد و لب زد: بستگی به نحوه ی مردنت داره...مثلا یکی روشش اینکه با گلوله مغزت رو سوراخ کنم یا شاید قلبت رو!؟ پسرک آب دهنش رو قورت داد و لب زد: تو.. این کارو میکنی؟! مرد با قدم های آروم و استوار درست پشت سرش قرار گرفت و با لذت به لرزش بدن پسر کوچیکتر زل زد: نه... من قرار نیست تورو به همین راحتی از دست بدم ماهی طلایی... چرخی به دور پسرک زد و اینبار درست مقابلش قرار گرفت و دستش رو به زیر چونه ی او گرفت و به چشمای لبریز از اشک پسر زل زد و لب زد: کاری میکنم که هرروز بمیری و زنده شی... باید انتقامم رو ازتون بگیرم خانواده پارک! ╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲╱╲❀╱╲ لب هاش که با همون بوسه ی وحشیانه ی جونگکوک بزرگتر و قرمز به نظر میومدند،میلرزیدند... خدایا مثل اینکه بی خیال شده بود... خدایا یعنی قرار بود رها کنه؟!... اما با حرفی که از بین لب هایی که توسط شون بوسیده شده بود خارج شد، لبخند به سرعت از روی لب هاش پاک شدن.. - به نظرت واکنش پدرت وقتی پسرکش زیرم داره از درد ناله میکنه و من
You may also like
Slide 1 of 10
*<هزارتو>* cover
Our life in Tweeter cover
عَلى غَفلة VK√ مكتملَة ° cover
آیا می‌دانستید؟... cover
Hope for love♡ |Kookv cover
Jeon Family | kookmin cover
Oath of Silence  cover
HOOK cover
the Wuyhin (乌云) ! cover
🐠𝔾𝕠𝕝𝕕 𝕗𝕚𝕤𝕙💫🔞ماهی طلایی  cover

*<هزارتو>*

41 parts Complete

جیمین:میدونی معلممون استعفا داده؟ برگشتم سمتش. یونگی:چرا؟ جیمین:باید از آپات بپرسی. با بیاد اوردن اتفاقات ديروز دستمو به پیشونیم کوبوندم ‌. یونگی:اخراجش کردن؟ جیمین: نه. ولی دیگه جرات نداشت با پسر یکی از ماهر ترین مافیا های جهان در بیفته. اداشو دراوردم‌. یونگی:ولی من اصلا نمیتونم مثل آپا باشم. جیمین:تو دیوونه ای یونگی.معلومه که نمیتونی مثل اون باشی‌. لبخندی به حرف دلگرم کنندش زدم جیمین:تو باید بهتر از اون بشی رفیق.. لبخندم جمع کردم‌. یونگی:فاک یو جیمین. جیمین: به من چه‌.از وقتی پاتو تو این مدرسه گذاشتی همه معلما ازت فرار میکنن. یونگی:یعنی اینقدر ترسناکم؟ سرمو انداختم پایین. آبوجی واقعا آدم ترسناکی بود ولی من مثل اون نبودم.خیلی سعی کرده بود منم مثل خودش کنه ولی همچنان موفق نبود.من دلم نمیخواست مثل اون بشم. با صدای در همه سریعا بلند شدیم. به کسی که همراه مدیر وارد کلاس شده بود نگاه کردم.نگاه تمام کلاس رو هیکل و صورت بی نقصش بود.درست مثل تابلو نقاشیی بود که با کلی ظرافت کشیده شده بود...... کاپل اصلی => تهگی کاپل فرعی=> کوکگی. هوپمین. نامجین. کوکجین. تهگی(تاپ :تهیونگ ) (باتم: یونگی) کوکگی(تاپ: جانگکوک) (باتم:یونگی) هوپمین(تاپ: هوسوک) (باتم:جیمین) نامجین(تاپ:نامجون) (باتم:جین) کوکجین(تاپ : جانگکوک) (باتم:جین)