Start My Love

Start My Love

  • WpView
    Reads 37
  • WpVote
    Votes 7
  • WpPart
    Parts 5
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Tue, Jul 7, 2026
✨درحال اپ✍🏻✨ در جهانی که پیوندهای گرگی می‌توانند سرنوشت زندگی را تغییر دهند، کیم تهیونگ پسری است که به عشق و پیوند جفت علاقه خاصی داره. تهیونگی که قبل فهمیدن هویتش جفتش ملاقات میکنه ولی درست چند لحظه بعد... با فهمیدن حقیقتی تلخ مجبور به پسش زدن جفت و سرکوب گرگ درونش میشه. تهیونگی که از بچگی دنبال جفت رویاهاش بوده حالا باید فقط از دور دیدنش زندگی کنه. اون ور داستان... جئون جونگکوک پسری با وجود گذشته‌ای مبهم، خاطراتی ناقص و کنترلی شکننده روی گرگ درونش، باعث شده از هرگونه وابستگی فرار کند. مخصوصا عشق. اما وقتی نشانه‌های جفت شدن ظاهر میشن، تنش میان او و گرگش هر روز شدیدتر می‌شود. •••••••••••••• میبینی مامان؟! من امروز دیدمش. با اون لباس مشکی بی نهایت جذاب بود. اونم بهم نگاه کرد. نگاه مهمولی و سرد اون نفهمید من جفتشم یعنی...اگه بفهمه نگاش فرق میکنه؟ ولی اون نباید بفهمه. به خاطر همه این باید مخفی بمونه. مامانی مواظبم باش! از طرف کیم تهیونگ وقتی جفتت رو نشناسی، درد شروع نمی‌شه... یه نوع خالی شدن شروع می‌شه. یه سکوت سنگین که از تو می‌جوه. یه خلأ که هر لحظه بزرگ‌تر می‌شه نمی‌ذاره نفس عمیق بکشی. این به اندازه کافی دردناک هست ولی این مسئله اصلی نیست. مسئله گرگی که هر شب توی سرم زوزه می‌
All Rights Reserved
#401
بنگتن
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • 𝐂𝐑𝐔𝐄𝐋 | 𝐕𝐊𝐎𝐎𝐊
  • جاذبه ممنوعه
  • legacies of OneDirection
  • 𝑻𝒉𝒆 𝑴𝒊𝒔𝒕𝒂𝒌𝒆
  • Teagi Fanart
  • FairyTale | VKook | MultiShot
  • ७𝐋𝐚𝐬𝐭 𝐟𝐚𝐧𝐭𝐚𝐬𝐲
  • The Story Of My Life | vkook
  • همسایه جدید
  • توله رز من

بی‌رحم-Cruel افسر جئون جونگ‌کوک، به دلیل مأموریت ویژه‌ای که از طرف سازمان ویژه‌‌ی جاسوسی به او و همکارش موکول شده، بالاجبار کره‌جنوبی را به مقصد روسیه ترک کرده و طی عملیات با فرمانده کیم تهیونگ، یکی از بی‌رحم‌ترین افسر‌های سازمان جاسوسی روسیه همراه و هم تیم شده. همکاری‌ای که با مایل‌ها فاصله میشه تنشی که مشودانه برگرفته از تنفر و جدال هست رو تشخیص داد تا جایی که این جدال به مرحله‌ای از آسیب رسیدن به جسم هم می‌رسه. جئون جونگ‌کوک به اطمینان قطعی راجع به سنگی بودن قلبِ فرمانده‌ی بی‌رحمش می‌رسه اما در نهایت این خودِ اون مرد بود که باعث ریشه زدن احساسات درون قلبِ تیره رنگ فرمانده‌اش میشه و با جدی شدن روند مأموریت و ورود شخص سوم همه چیز پی‌چیده‌تر میشه... "-داری می‌لرزی بی‌پناهِ من. --بی‌پناهِ تو؟ -من سَرپناهت بودم قلب، زمانی که ما عاشق هم بودیم! --ما عاشق هم بودیم؟ -ما عاشق هم بودیم بی‌پناهِ تهیونگ و من به این عشق دو طرفه بیشتر از تنفس ریه‌هام از اتمسفر پُر شده از عطر تلخ الانت اطمینان دارم. --بودیم. -تو داری می‌پذیریش؟ --من دارم بهت یادآوری می‌کنم که از فعل گذشته استفاده کردی فرمانده، گذشته‌ای که از خاطر من پاک شده." -𝗧𝗲𝗹𝗲𝗴𝗿𝗮𝗺: @jeunkookv

More details
WpActionLinkContent Guidelines