لیسا گیلاس ته کشیده را در دستش می چرخاند و با مایع قرمز
تهش بازی میکرد":فکر کردی نمیدونم کی هستی؟!"
جنی با ترس یک قدم جلو برداشت:"منظورت چیه؟؟"...
لیسا با پوزخند سرش رو بالا آورد:"یک دلیل بیار که از این خونه پرتت نکنم بیرون...کیم جنی!"
جنی با شنیدن اسمش وحشت کرد و...
***
.
.
.
couples : jenlisa,hyunlix,chaesoo
things : smut, dark romance,arranged marriage
روز آپ : هر جمعه
هرگونه کپی برداری از این رمان = برخورد خیلی جدی
All Rights Reserved