apple. | hyunin.

apple. | hyunin.

  • WpView
    Reads 159
  • WpVote
    Votes 27
  • WpPart
    Parts 4
WpMetadataReadOngoing
WpMetadataNoticeLast published Sat, Jan 3, 2026
″هیونجین مرده.″ نفس عمیقی کشید و سرش رو بلند کرد. تمام اطرافیانش با چهره‌هایی متعجب بهش خیره شده بودن، درحالی که هیونجین پشت سرشون ایستاده بود. ″به من گفتن که اون مرده.″ هیونجین به چشم‌های اشک‌آلود جونگین نگاه کرد و با لبخند تلخی گفت: ″نمردم؛ ولی انگار بقیه مردنم رو به قبول این حقیقت که از مردها خوشم میاد ترجیح میدن.″ جونگین سال‌ها تو غم عشقی که کلیسا گناه می‌دونست، سوخته بود اما هنوز هم بعد از اون همه وقت، دردش تازگی داشت. حالا، بعد از سال‌ها، دوباره عشق دوران نوجوانیش رو به روش ایستاده بود؛ کاملا زنده و متفاوت از اون پسر مذهبی‌ای که از کلیسای مشترکشون می‌شناخت. cr. felixfleckle on x and ao3
All Rights Reserved
#16
boyxboy
WpChevronRight
Join the largest storytelling communityGet personalized story recommendations, save your favourites to your library, and comment and vote to grow your community.
Illustration

You may also like

  • Start Of The Nightmare Of Love
  • Too close Too far (aslaz)
  • Be mine
  • آبان یک دریا
  • صياد القلوب
  • shut up!
  • الحقنه المؤلمه
  • Clock Alarm.
  • •°~BTS ONESHOTS~°•
  • انتخابِ اشتباه! فصل اول (تکمیل شده)

+همه چی از یه بازی احمقانه شروع شد وی هیچ وقت فکرشم نمی کرد که سر خفن نشون دادن خودش تبدیل به یک گرگینه شه؟ _زندگی به معنای واقعی قصد روی خوش نشون دادن رو به جیمین نداشت تازه از دست دوران راهنمایی وحشتناک و افسردگی شدیدش به خاطر آزار همکلاسی هاش راحت شده بود که پدر و مادرش تصمیم گرفتن به خاطر شغل مادرش به یه شهر دیگه برن + جیمین هیچ وقت فکرشم نمی کرد که با پا گذاشتن به این شهر مرموز قراره زندگیش به این اندازه تغییر کنه!! اسمات 🔞 روز های آپ دوشنبه اما اگه از داستان حمایت شه به دوروز در هفته افزایش پیدا میکنه

More details
WpActionLinkContent Guidelines