
VORON داستانِ VORON، روایتِ یک مرمتِ ساده نیست؛ این کالبدشکافیِ دو روح است که در تار و پودِ یکدیگر گره خوردهاند. روایتی از نقطهی تلاقیِ شیمیِ سازنده و کلامِ ویرانگر. جایی که یک کتابِ سیاهِ پوشیده از رزین، به جایِ پسدادنِ سطرها، تبدیل به آینهای میشود که در آن، وسواسِ سردِ یک مرد در برابرِ اشتیاقِ تاریکِ دیگری رنگ میبازد. این نبردِ میانِ عقل و جنون نیست، بلکه داستانِ تسلیم شدن است؛ تسلیمِ فرمولهایِ دقیقِ ریاضی در برابرِ جاذبهیِ کلماتی که بویِ باران و تنباکو میدهند. باید پرسید: وقتی لایههای سختِ منطق زیرِ فشارِ یک نگاهِ نافذ فرو میریزند، آنچه در مرکز باقی میماند، روشناییِ کشف است یا غرق شدن در سیاهیِ مطلقِ چشمانِ کلاغ؟ در این میان، تنها یک چیز قطعی است: برای آنکه کسی بتواند تو را از نو بسازد، ابتدا باید اجازه دهی با تمامِ شکوهش، تو را ویران کند. سخن نویسنده: می گویند علم، برای آن است که جهان را قابلپیشبینی کند و ادبیات، برای آنکه آن را تحملپذیر سازد. اما در VORON، من به دنبالِ نقطهای گشتم که در آن، هر دو شکست میخورند. در این چند چپتر، من تلاش کردم تا دقتِ سردِ شیمی را با غلیانِ پنهانِ احساسات در هم آمیزم. امیدوارم وقتی لایههای این داستان را ورق میزنید، همان لرزشی را در قلبتAll Rights Reserved