Story cover for Codes left unread(yizhan) by Miki2383
Codes left unread(yizhan)
  • WpView
    Reads 14
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 2
  • WpView
    Reads 14
  • WpVote
    Votes 1
  • WpPart
    Parts 2
Ongoing, First published Dec 19, 2025
name:Codes left unread
couple:yizhan
writer:miki
Genres:August,fantasy,romance, *sad end*

(هشدار...داستان حول محور ایبو می چرخه و اتفاقات غمگین برای اونه. برای بعضی از افراد ممکنه این داستان زیاد غمگین نباشه!)

*جان تاپ


خلاصه ای از داستان:


ایبو هنوز هم به مچ اش نگاه میکرد که آن را در میان انگشت هایش نگاه داشته بود.
سر بالا نمی آورد؟ این دیگر چگونه عکس العملی بود. صدایش را صاف کرد: ایبو.

ایبو به آرامی جواب داد: بله گاگا؟ ایبو موافق تمومی فرمان های توعه.

اما هنوز هم چشمانی که خودش با ظرافت طراحی کرده بود به عمق یک دریا در اتصال دست هایشان غرق بود و از دیدنشان سیرمانی پیدا نمیکرد.

برای لحظه ای کنجکاوی در ذهن خسته اش سوال طرح کرد: به چی فکر میکنی؟

ایبو بلاخره سر بلند کرد و نگاه آشنایش بر مردمکش قفل شد.

" نمی تونم بگم گاگا. میتونی وقتی ییبو گا کنارت برگشت ازم بپرسی گاگا! "
All Rights Reserved
Sign up to add Codes left unread(yizhan) to your library and receive updates
or
#38zhan
Content Guidelines
You may also like
Revenge [Yoonmin]~|completed  by R_BlueWriter
61 parts Complete
↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  by Aristya_1016
23 parts Complete
،، وضعیت: پایان یافته 𓏲 • فیکشن دارای دو فصل می‌باشد • ⤎ تلخی دنیا هیچوقت تمومی نداره. لی رونا دختر وزیر کشور بود که به شدت توسط پدرش تحت محافظت کلافه‌کننده‌ای قرار گرفته بود. همین روحیه سرکش و لجباز دخترش رو تحریک می‌کرد. برای همین طی یک اقدام ترور، پدرش با شخصی به نام جی‌کی مواجه می‌شه که مخفیانه و با هویت مخفی، کثافت کاری‌های مردم رو در قبال مقداری پول انجام می‌داد. برای همین تصمیم گرفت این خلافکار حرفه‌ای رو به عنوان بادیگارد شخصی دخترش استخدام کنه! ⋅───╼─╾───⋅ _ تو توی دنیایی زندگی می‌کنی پول و قدرت حرف اول رو می‌زنه. آدم‌های ضعیف وقتی سختی می‌بینن خیلی زود کنار می‌کشن و می‌میرن ولی آدم‌های قوی و قدرتمند با انتقام و چنگ و دندون حقشونو می‌گیرن. من فقط دارم حقمو می‌گیرم... خواهرم رو. انتقام ظلم‌هایی که در حقش شده. تو پول داری ولی قدرت نداری. تو ضعیفی رونا... یه آدم ضعیفی! _من ضعیفم و قدرت ندارم... ولی انسانیت دارم. خوبی دارم... احساساتم هنوز نمرده و سیاه و آلوده نشده. _پس همینجوری با این احساست ظریفت شکننده‌ات بمون لی رونا! ᝰ Couple: ⤷ Jeon Jungkook x Lee Rona ⤷ Park Jimin x Kim Sooyung ⤷ Kim Taehyung ᝰ Genre: ⤷ Romance ⤷ Angst ⤷ Exciting ⤷ Action ‼️در حال ویراستاری است‼️
In "Kim" Mansion ⏳️ by Saghar_Stories
37 parts Complete
شما چقدر به پسرداییتون وابسته هستین ؟ اصلا چندبار در سال میبینینش ؟ خونه هاتون چقدر به هم نزدیکه ؟ جواب این سوال ها برای جونگکوک خیلی سادس ! اون دیووانه‌وار وابسته‌ی پسر داییشه ! کیم تهیونگی که باهاش تو یک خونه زندگی میکنه و از لحظه‌ای که چشم به این دنیا باز کرده اون رو دیده 👬🏻 ولی هر آدمی تو زندگیش اشتباهاتی داره ... گاهی آدم ها با پیش داوری ها و تصمیمات غلطشون فقط زندگی خودشون رو نه ، بلکه زندگی کسی که دوسش دارن رو هم زیر و رو میکنن همونطور که جونگکوک و تهیونگ با اشتباهشون زندگی همدیگه رو به هم ریختن ...🙃 □■□■□■□■□■□■□ +مامانی ؟ عزیزدل یَنی شی ؟ -عزیزدلو به کسی میگن که از ته قلب دوسش دارن ... یعنی برای قلبشون خیلی باارزش و مهمه +همه میتونن یه عزیزدل داشته باشن ؟ -آره عزیزم هرکسی میتونه برای خودش عزیزدل داشته باشه +تاتا تاتا ... تو عزیزدله منی ! +عزیزدله توام من باشم ؟ -تو همیشه‌ی همیشه عزیزدل منی □■□■□■□■□■□■□ Story Genre: Fluff,romance,smut❤️‍🔥 Couple: Vkook,Namjin,secret😏💏🏻 "Complete "🪷
ادامه فیک شب دردناک  by ErneIoang
103 parts Ongoing
خلاصه گذشته تلخ و درهم‌تنیده خانواده جئون این گذشته‌ی پیچیده، ریشه در یک حادثه تراژیک در نسل قبل دارد و اثرات مخربی بر زندگی شخصیت‌های اصلی گذاشته است: نسل اول: سرآغاز فاجعه (پدربزرگ جونگکوک به اسم خود شخصیت اصلی جونگکوک و سویون) داستان از یک حادثه غرق شدن آغاز می‌شود: حادثه دریاچه: دختر جوانی به داخل آب می‌افتد. فداکاری سویون: "سویون"، خواهر پدربزرگ جونگکوک، با شجاعت به داخل آب می‌پرد و جان آن دختر را نجات می‌دهد. تراژدی: متأسفانه، سویون پس از نجات دختر، خودش جانش را از دست می‌دهد (این باور اولیه خانواده است). نفرت پدربزرگ: پدربزرگ جونگکوک که از مرگ خواهرش خشمگین و غمگین است، تمام تقصیرها را گردن آن دختر نجات‌یافته می‌اندازد و کینه او را به دل می‌گیرد. نسل دوم: چرخه انتقام (جیمین و مادر جونگکوک یا همون ات فصل ۳ ) این کینه به نسل بعدی منتقل می‌شود و اوج تاریکی داستان در اینجاست: پنهان شدن سویون: بعدها مشخص می‌شود که سویون در واقع نمرده، بلکه به دلایلی پنهان شده و زندگی جدیدی را آغاز کرده است. جیمین، پدر جونگکوک: "جیمین"، پسر پدربزرگ (و پدر جونگکوک)، که تحت تأثیر کینه پدرش بزرگ شده، تصمیم می‌گیرد از سویون انتقام بگیرد. انتقام وحشتناک: جیمین سویون را پیدا می‌کند و برای "بدنام کردن" و "مجازات" او به
You may also like
Slide 1 of 10
Revenge [Yoonmin]~|completed  cover
᭝‌ 𝐂𝐨𝐮𝐫𝐚𝐠𝐞 𝐒1| جسـارت  cover
زیـــــــــندانیــــــ ســـــــــەیر⚠︎︎||✔️ cover
𝐁𝐨𝐝𝐲𝐠𝐮𝐚𝐫𝐝 |ᵏⁱᵐ ᵗᵃᵉʰʸᵘⁿᵍ cover
Tiptoe :::... (Taekook ver.) cover
Bʀᴏᴋᴇɴ ᴅᴇᴠɪʟ☠︎︎||✔️ cover
LATE TALK - YoonKook [terminée] cover
In "Kim" Mansion ⏳️ cover
ادامه فیک شب دردناک  cover
« تاراج » « 약탈 » cover

Revenge [Yoonmin]~|completed

61 parts Complete

↴ేخلاصه جیمین در یک قدمی تفنگی که در دستان کارآگاه بود، ایستاد و دست هاش رو بالا آورد. دست های لرزانِ یونگی رو لمس، و با انگشت شَستش، پوست رنگ پریده و سرد کارآگاه رو نوازش کرد. دست های مردش رو کنترل کرد و لوله تفنگ رو، روی پیشانی خودش گذاشت..... مردمک های لبریز از اشکش رو به چهره یونگی داد و لبخندی بهش زد. چشمانش رو بست و قطره شفاف اشک، روی گونه اش سرازیر شد. نفس های عمیق کشید تا برای آخرین بار عطرِ خاصِ کارآگاه رو توی ریه هاش حبس کند. "_ قراره بعد از کشتن من، همیشه به یادم باشی و شب ها خوابم رو ببینی.....و من از این بابت خوشحالم" (پارت ها نسبتا کوتاهه) (این فیکشن جزو بچه های قدیمی بنده ست و نیاز به ادیت داره.....پس برای نقص هاش متاسفم) ༺❈༻ 🎻ే نام ⪼『انتقام -- Revenge』 🐱ే کاپل اصلی ⪼ یونمین 🐯ే کاپل فرعی ⪼ نامجین، تهکوک 🥃ే ژانر ⪼ اکشن، جنایی، معمایی، درام، انگست، کلاسیک، مافیا 🍂ే تعداد فصل ها ⪼ 2 فصل ✏️ే نویسنده ⪼ بلو رایتر ⏳ే وضعیت ⪼ پایان یافته